درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٠٥ - قوله حكم الله تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
ناگزير حق تعالى همه خواستههاى بشر را بر حسب نظام اختيار بايد دسترس بشر بگذارد تا اينكه مورد آزمايش و حركت اختيارى و جوهرى قرار گيرد هر چه را كه مورد مسألت و خواسته خود قرار دهد حق تعالى همان را خواسته است.
و مفاد آيه وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ همين است كه همه احتياجات بشرى كه از مشيت شروع مىشود و بمنزله مسألت و اظهار حاجت است لا محاله مورد قبول و پذيرش قرار ميگيرد و حق تعالى آن را خواسته است خواستن و ارادهاى كه زمينه اختيار را براى بشر ايجاد مينمايد زيرا چنانچه حق تعالى آن را نخواهد و مورد مشيت قدس خود قرار ندهد محال است از بشر چيزى صادر شود و از جمله مشيت و اراده بشر است كه تصريح فرموده باينكه بشر مشيت او حادث نخواهد شد جز اينكه حق تعالى آن را خواسته باشد و زمينه اجراء صدور مشيت و هم چنين فعل مورد مسألت نيز مورد مشيت و تحقق بپذيرد.
و معناى ربط ممكن بواجب نيز اين چنين مقتضى است از جمله فيوضات بطور بينهايت حق تعالى به بشر عبارت از فيض وجود و بسط نعمت و رحمت بر بشر است از هر لحاظ در نتيجه بشر بتواند در اثر افعال اختيارى خود معرض آزمايش قرار گيرد و هر چه را مشيت او بآن تعلق بيابد بيدرنگ بآن اقدام نمايد و اساس حركات و افعال اختيارى بشر همانا مشيت و اراده روانى است كه در جوارح بظهور ميرسد و همه ظهورى نازل از مشيت قاهره كبريائى خواهد بود و منافات ندارد كه مشيت قاهره از نظر آزمايش بشر عاصى باشد كه اقدام به گناهان نمايد مكرر در باره او معرفى مىشود با اينكه عدم رضايت و نهى مقام كبريائى را اعلام فرموده و او را مورد تهديد قرار داده است.
قوله: حكم اللَّه تعالى لا يقوم له احد من خلقه بحقه
: در باره اين جمله توضيح بيشترى لازم است افعال اختيارى بشر صالح و يا