درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٥ - قوله فمن صدق صدقناه يوم القيامة و من كذب كذبناه يوم القيامة
بايد اوصياء طاهرين عليهم السّلام باشند كه تابع و پيرو دين اسلام و ناظر مكتب قرآن هستند و داعى بحق، با اينكه دعوت بمكتب قرآن و برنامه آن نمايند.
و بعد از بعثت رسول صلى اللَّه عليه و آله و تأسيس مكتب قرآن و كمال دين و تمام نعمت ديگر رسول از جانب حق تعالى بسوى بشر اعزام نخواهد شد و دين اسلام و مكتب قرآن و رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله در جهان ابدى خواهد بود.
و از نظر اينكه مقتضاى جهان تكليف آنست كه از جانب حق تعالى هر زمان حجت و امام و وصى باشد كه عموم بشر را دعوت بحق نمايند و مردم را بطريق سعادت هدايت نمايند و از انحراف و شقاوت تهديد نمايند بالاخره در هر زمان بايد در جامعه بشر هادى و منذرى باشد كه با تعليمات غيبى رابطه داشته باشد و از القائات غيبى حقايقى استفاده نمايد و هدايت او ذاتى و موهوبى باشد و علوم او اكتسابى از بشر نباشد بلكه بنور معنوى قلب او نورانى بوده و عالم به اسرار يقين و علوم كتاب و حكمت باشد زيرا اين رابطه قطع نشده است از نظر اينكه اجتماعات بشرى چگونه بسوى حق و حقيقت و خداپرستى توجه نمايند بدون هادى و داعى بحق و بدون امام و بدون قائد و كسى كه بصيرت ذاتى و موهوبى و الهى نداشته باشد او شايسته قيام بدعوت بحق نخواهد بود.
زيرا داعى بحق وظيفه امام و وصى است كه با تعليمات ربوبى ارتباط داشته باشد و علم او بمعارف قرآنى موهوبى و غنى باشد.
هم چنان كه روايت متواتر است من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية هر كه بميرد در حالى كه امام زمان خود را نشناسد و باو معتقد نباشد مرگ او مرگ جاهليت و شرك خواهد بود.
از نظر اينكه حجت و امام و وصى رسول واسطه فيوضات تكوينى و تشريعى و تعليمى خواهد بود و اين سنت سنيه در جهان تكليف هرگز تخلف پذير نخواهد بود و با رسالت رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله و نزول آيات كريمه قرآنى و بنا گذارى مكتب