درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٣٦ - قوله فمن صدق صدقناه يوم القيامة و من كذب كذبناه يوم القيامة
قرآن و اعلام وصى و تصريح بوصايت على بن ابى طالب عليه السّلام زمان تصدى رسالت رسول صلى اللَّه عليه و آله پايان يافته و شكر اللَّه مساعيه صلوات اللَّه عليه الدائم و مقتضاى وصايت و ولايت مطلقه اوصياء طاهرين عليهم السّلام وساطت فيوضات تكوينى و تشريعى و تعليمى است و از جمله لوازم ولايت مطلقه مقام شهادت بر عقيده قلبى و اعمال جوارحى افراد مسلمان و غير مسلمان از زمان معاصر هر امام خواهد بود.
و لازم ديگر ولايت مطلقه و وصايت آنست كه امام و وصى در هر زمان با الهامات غيبى و تعليمات باطنى ارتباط مستقيم داشته باشد و از نظر اينكه در هر زمان بايد حجت و يا امام و وصى قائم و داعى بحق باشد كه هادى و منذر باشد و قلب او نورانى بنور الهى و مهتدى بهدايت ربوبى باشد نه بهدايت اكتسابى بلكه هدايت فطرى و ذاتى و موهوبى و با بصيرت قلبى باشد و محال است كه بشر بدون هادى و داعى بحق و امام كه قائم بدعوت بمكتب قرآن است در مقام قبول دعوت بحق برآيد و هدايت حقيقى بيابد هم چنان كه كسى كه بطريق طبيعى خارج بصيرت ندارد محال است بخودى خود و بدون هادى بمقصد برسد لا محاله بضلالت و خطر خواهد افتاد بهمين قياس عموم بشر كه فاقد نور و بصيرت موهوبى و الهى هستند محتاج خواهند بود باينكه براى هدايت يافت و اطاعت و اداء وظائف دينى خود امام و وصى رسول را بشناسد و از او پيروى نمايد و گر نه عقيده او صحيح نبوده و عمل او نيز بر اساس صحيح نخواهد بود از نظر اينكه رابطه حق و حقيقت نداشته و يا داعى بحق و امام ارتباط نداشته و بضلالت و گمرهى محكوم خواهد بود.
بعبارت ديگر در هر زمان براى اداء وظائف عبوديت و قيام باطاعت حق تعالى ناگزير است كه از دعوت امام و وصى كه قائم بدعوت و داعى بحق است پيروى نمايد و او را بشناسد و سمت او را بداند و بولايت و وصايت او و سائر اوصياء عليهم السّلام معتقد باشد در اين صورت با بصيرت بوظائف دينى و الهى خود قيام نموده