درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٢٦ - قوله فمن صدق صدقناه يوم القيامة و من كذب كذبناه يوم القيامة
تعلم و آموزش از ساير اساتيد بشرى عادى.
پاسخ از اين شبهه آنست كه تعليم افراد بشر بافرادى مانند خود بطور اعداد است از نظر اينكه خود معلم بطريق عادى از معلم مانند خود استفاده نموده است و لا محاله بطور اعداد خواهد بود يعنى متعلم را در اثر تعليمات آماده مىنمايد كه هر چه را باو تعليم نموده بفهمد و بياموزد و اين بر تقدير وجود استعداد متعلم است كه آماده باشد و در مقام تعليم برآيد و چه بسا در اثر كسب بفهمد و يا قصور و يا تقصير نمايد، ولى قسم ديگر از تعليم و تعلم افاضه وجودى است و تعليم عبارت از موهبت وجودى است كه روح تازه و حقيقى از معارف را بروح متعلم ميدمد و ايجاد مىنمايد.
بالاخره تعليم دو قسم است تعليم بشرى و ديگر تعليم ربوبى و الهى است و نسبت معلم بشرى بمتعلم نسبت والد بفرزند است كه فقط واسطه در اعداد ماده تناسلى است و هرگز والد خالق و ايجادكننده طفل و جنين نخواهد بود و تعلم بشرى واسطهاش براى متعلم كه او را رهبرى نمايد و به سعادت اخروى او را نائل نمايد بر تقدير صلاحيت و قابليت متعلم، ولى معلم ربوبى و الهى، سنخ تعليمات او سنخ موهبت وجودى است و القاء روح جديد به شخص متعلم است.
بالاخره از شئون تعليمات ربوبى است بهمين منوال تعليمات رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله باوصياء عليهم السّلام تعليم الهى و ربوبى بوده است و بمنزله القاء روح و موهبت وجودى است كه هر چه را از مقام قدس ربوبى تلقى نموده كه بطور تأثير و موهبت وجودى بوده بهمان منوال رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله نيز نسبت بوصى و اوصياء تعليمات او بطور تعلم و موهبت وجودى و افاضه روح و وجود علمى بوده است.
بعبارت ديگر گر چه بظاهر تعليم رسول صادع است ولى سيرت آن تعليم ربوبى است زيرا همه معلومات رسولان و پيامبران و اوصياء از مقام حريم كبريائى