درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٧ - قوله اذ انزلت آية على رجل ثم مات ذلك الرجل ماتت الآية مات الكتاب
متنعم باشد و نيز در جوار رسول صلى اللَّه عليه و آله و اوصياء طاهرين عليهم السّلام به تبع بطور ابد متنعم باشد و رضوان حق تعالى بالاترين نعمت و حيات حقيقى او خواهد بود.
ارواح بشرى در عوالم و نشأت سابق نحو وجود ظلى داشتهاند از جمله عالم ذر و الست بوده و هست كه هر يك از ارواح خود را شناخته و بخطاب حريم كبريائى پاسخ مثبت داده و محصول عوالم سابق جهان تكليف و نظام طبع و ساير عوالم است با اينكه هر يك از ارواح (نفوس) جنبه ارتضائى داشته و از جمله اشعه بوده و در اثر تنزل از عالم بالا و تعلق بجنين و ورود بعالم طبع سبب شد كه در نظام وجود بهرهاى از هستى داشته باشد و زمينه آماده شود براى اينكه در مقام كسب حيات هميشگى و سعادت ذاتى برآيد تا بطور حيات حقيقى و خلود در سعادت باشد و يا بحيات آميخته به تيره بختى و شقاوت و عقوبت كه نه حيات است كه آسايش داشته باشد و نه موت و زوال است كه از عقوبت رهائى يابد بلكه خالد ابدى شقاوت خواهد بود و كريمه إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى- طه ٧٤ ناظر باين حقيقت است.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)