درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣١١ - قوله و ليس لاحد في خلق الروح الحساس الدراك امر و لا سبب هو المتفرد بخلق الارواح و الاجسام
ولى ارواح بحقيقت قائم بخود هستند و در اثر كثرت معلومات و معقولات نورانى و درخشان و مجرد هستند و ادراكات و معقولات و معلومات انسان قائم بروح قدس ولى نور محض هستند و سبب درخشندگى روح كه قيوم و قوام آنست خواهد بود.
خلاصه موجود مجرد عبارت از حاصل شدن چيزى در نيروى مدركه و عاقله است و اين معناى اضافى است كه عالم و معلوم از آن اشتقاق مىشود و بالاخره عالم بودن هر موجود مجردى بذات خود صفت ذاتى است كه خود را مىيابد بطور حضورى و نيز چه بسا احاطه حضورى نيز بصورت موجودات داشته باشد كه خود آفريده است هم چنانچه حريم ربوبى احاطه حضورى و قيوميت بر همه موجودات باعيانها و ذواتها دارد بلكه همه ما سواء ظهورى از علم و احاطه كبريائى هستند.
با توجه باينكه دانشجويان مكتب قرآن كه سالهاى متمادى از حضور هر يك از اهل بيت طهارت عليهم السلام استفادات شايانى نموده روايات حدود آلاف و الوف حضورا شنيده و ضبط نمودهاند هرگز در آنها هنگام صدور روايت از معصوم توأم با سبق لسان نبوده تا چه رسد باشتباه و يا لغزش ديگر اين از لوازم و شئون عصمت و طهارت آنان از هر گونه لغزش و قصور خواهد بود بالاخره ارواح قدسيه اهل بيت عليهم السلام از هر گونه لغزش و قصور منزه هستند.
قوله: و ليس لاحد في خلق الروح الحساس الدراك امر و لا سبب هو المتفرد بخلق الارواح و الاجسام
: مراد از جواهر ارواح هستند كه قائم بذات خود و باقى و دائم و داراى مقامات زياده بر تصور خواهند بود از نظر اينكه روح نيروى مجرد و محض و آغاز امر فاقد هر گونه ادراك بوده و قوه محض و هيولا و هنگام تنزل آن از عوالم سابق و هنگام تعلق و وابستگى آن بجنين نيروى غيبى بوده كه از طريق