درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٦ - (شرح)
عادى بعكس بايد همه معلومات و فضايل و خصال نيك آنان بر اساس ادراكات و احساسات است كه از خارج بتدريج تحصيل نمودهاند و نيز قابل تحول است.
و روايت شريفه كه از امير مؤمنان عليه السلام بطور استفاضه رسيده است كه
(ما رأيت شيئا الا و رأيت اللَّه قبله)
آنست كه در اثر اتصال روح قدس او بعوالم غيب و ارتباط با ملكوت اشياء و وساطت فيوضات بعوالم و نورانيت ذاتى كه بوى موهبت شده است و هرگز مورد تيرگى غفلت و يا نسيان و يا عجز قرار نخواهد گرفت و بطور دائم مورد شمول لطف و افاضه انوار غيبى است و اين امر ذاتى و دائم است و ادراكات و احساسات كه از خارج بقلب او عارض مىشود در اثر تابش همان حقايق و اسرار است و پايه و اساس ادراكات او خواهد بود.
بدين لحاظ ميفرمايد كه هر چه از طريق حواس ادراك نمايد پرتوى از افاضات غيبى است از نظر اينكه جلوههاى پى در پى كه از حريم كبريائى قلوب و ارواح قدسيه را فرا ميگيرد و در اثر شهود ملكوت و حقايق اشياء ناگزير پرتوى از آنها ادراكاتى است كه بر قلب آنان پديد مىآيد و از خارج سرچشمه ميگيرد.
از اين رو امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد بهر چه نظر افكنيم در اثر ارتباط با مقام غيبى و شهود اسرار و حقايقى است كه مرا فرا گرفته است در حقيقت ادراكات او رشحه و پرتوى از معلومات موهوبى است بخلاف بشر عادى كه معلومات و فضايل آنان از پرتو ادراكات و احساسات ظاهرى است كه در اثر فكر و انديشه بمرتبه تعقّل و ملكه خواهد رسيد و پايه و اساس معلومات و فضايل آنان پرتو و محصول ادراكات و احساسات ظاهرى آنها است و از طريق اكتساب است بالاخره ارواح قدسيه بعكس افراد عادى هستند ادراكات ظاهرى آنان رشحه و پرتوى است از احاطه بملكوت اشياء و محصول نورانيتى است كه قلب آنان را فرا گرفته است كه توسط نيروهاى ظاهرى ادراك مينمايند.