درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٨ - وجود مثالى و تمثل
اراده عبارت از رجحان يك طرف است و خواسته بطور ابهام اراده نخواهد بود هر فاعل مختار بفعلى لا محاله رجحان يك طرف بنظر او ميرسد آنگاه در اثر تحريك اراده اقدام بفعل خواهد نمود و اراده اختيار در مورد بشر از نظر اينكه بوسيله اقدام بفعل اختيارى و اثر و صلاح كه آن فعل دارد بآن غرض و مقصد نائل شود زيرا فعل اختيارى بشر سير و سلوك و كسب ذات و اينكه فعل صالح را بجا آورد اثر نمايد آن فاعل شود و نقص و حاجت خود را ترميم نمايد و هرگز از شخص عاقل فعلى صادر نخواهد شد جز بمنظور اثر و فايده آن كه حاجت خود را رفع نمايد.
بر اين اساس بشر در هر فعل اختيارى خود مورد سؤال و مؤاخذه قرار ميگيرد كه فعل او بىاساس و بيهوده بوده و خود را و وقت خود را تضييع نموده و يا فايدهاى بر آن مترتب بوده است و در ارتكاب به عمل قبيح و ناسزا مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت.
و نسبت بساحت قدس ربوبى از نظر اينكه موجود بحت بسيط و غنى بطور اطلاق است هرگز در اثر فعل و خلق و آفرينش خود استفاده نمىنمايد زيرا كه هر چه بيافريند مخلوق او است و خالق هرگز از فعل و خلق خود استفاده نمىنمايد و نقص در ساحت كبريائى او راه ندارد تا اينكه از فعل و آفرينش خود نقص و حاجت خود را رفع نمايد گذشته از اينكه غرض حاصل از فعل امر زائد و سبب كثرت فعل و ذات و انفعال است و ساحت كبريائى منزه از تركيب و نقص و امكان مىباشد ولى بشر از نظر اينكه وجود او عاريتى است همه كمالات او نيز اكتسابى خواهد بود و بدون اقدام بفعل اختيارى صالح و محال است كمالى بدست آورد و بالاخره از نظر عجز بشر فعل اختيارى او بر اساس فائده خواهد بود كه در اثر وجود فائده نقص و حاجت خود را دست بيابد و تحصيل نمايد خلاصه كمال بشر بفعل اختيارى صالح او است كه باعمال خير اقدام نمايد.