درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٢ - وجود مثالى و تمثل
و پس از امتناع از صرف غذا فرشته خود را معرفى مىنمايد آنگاه متوجه مىشود كه مشاهده از طريق قلب و ملكوت بوده و بر حس خيال و حس ظاهرى بطور تمثل بوده و بالاخره از طريق قلب و باطن بمرتبه خيال و احساس تنزل داشته و احساس طبيعى نبوده است هم چنان كه آيه كريمه فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا- مريم ١٧ و آيه كريمه كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً- مريم استفاده مىشود كه زكريا پيامبر عليه السلام هر وقت بر مريم صديقه وارد مىشد مشاهده مىنمود كه غذاهاى ملكوتى نزد مريم آماده است بديهى است كه غذاى غيبى را جز رسول مانند زكريا مشاهده نخواهد نمود بفرض چنانچه شخص ثالثى بود هرگز غذاى حاضر براى مريم صديقه را مشاهده نمىنمود زيرا با نيروى ظاهرى هرگز نميتوان بر حقايق و ملكوت راه يافت و بر عالم غيب ديده افكند از اين مثال استفاده مىشود كه اهل ايمان كامل هرگز در دنيا نمىتواند سيرت و ملكوتى روان خود را بيابد جز هنگام كه روح طاهر او استقلال بيابد و وارد عالم شهود شود آنگاه بينائى و شنوائى او به نيروى وجدانى روح او بوده و نيروى خيال او مقام ارجدارترى را واحد است و آيه كريمه «محضرا» اشاره باين نيروى غيبى كه به نيروى خيالى القاء مىشود حقائق و اسرار و نهفتههاى روانى كه لحظهاى نتواند از توجه بآنها صرف نظر كند و به ذات و ذاتيات خود توجه نداشته باشد.
اهل ايمان در عالم برزخ بنعمتهاى مثالى و زياده بر تصور متنعم خواهند بود و نعمتها كه بطور مثال مشاهده مينمايد تأثير روح است كه در اثر نورانيت و نيروى آفرينش موجود روانى و خيالى صحنه نعمتهاى مثالى را مييابد و مشاهده مينمايد و اين ظهور فعل اختيارى روح نورانى اهل ايمان كامل نخواهد بود بلكه لازم سعه وجودى و نورانيت زياده بر تصور روح است.
اين چنين صحنه نعمتها را از درون خود مىبيند و شعاعى است كه از