درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥٥ - (شرح)
مجهول الكنه بطور اطلاق جز ساحت كبريائى نخواهد بود و بطور تلويح همه كمالات وجودى و صفات كبريائى در ضمير هو مستتر و پنهان خواهد بود.
بالاخره مفاد صفت صمد نفى جزء و اينكه كمون او خالى از حقيقت وجود نخواهد بود و آميخته بعدم و تيرهگى و نقص و امكان نيست بلكه مملو از وجود و حقيقت وجود حقه بسيط است و تأكيد صفت احديت و يكتائى و بىهمتائى ساحت كبريائى خواهد بود كه نور محض و صرف و حقيقت وجود است كه تعدد پذير نيست كه عين صفات كمال و عين حيات حقيقى و دائم و قائم بذات و لذاته است و عين قدرت و علم و احاطه بر ذات قدس ربوبى و كبريائى خود و بر آثار و اشعه وجودى و نورانى خود مىباشد.
هر ممكن وجود آن زائد بر اصل ذات آنست و مقتضاى آن ذات و باطن آن عدم و لا شىء است زيرا بدين جهت اجوف ميان تهى خواهد بود مانند كره كه ميان خالى است زيرا باطن آن كه سبقت ذهنى داشته لا شىء است و وجودى كه بآن افاضه مىشود غير ماهيت و حقيقت آنست از اين جهت آميخته بعدم و تيرهگى و نقص خواهد بود.
پس صمد عبارت از موجودى است كه ماهيت نداشته و حاق وجود لذاته باشد و آن موجود واجب است و از نظر وجوب هيچ گونه فرجهئى و تيرهگى در او نخواهد بود و هر چه كمون او محض وجود و حقيقت وجود است در او عدم دخالت نخواهد داشت نتيجه آنست كه واجب الوجود از جميع جهات او صمد خواهد بود يعنى يكتا و بىهمتا و صرف وجود و نور محص حقيقى است.
قوله تعالى: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ از ساحت قدس كبريائى او فرزندى بوجود نياورده است زيرا توليد عبارت از انفصال و جدا شدن بعض و جزئى از اجزاء والد است كه در اثر حركت و ترقى و تكامل فردى هم چه والد خواهد شد و نقصان جزء فرع تركيب و نقص و امكان