درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥١ - (شرح)
گرفت و بالاخره كمال وحدت حقيقى ببساطت و يكتائى و بىهمتائى كبريائى او است بالاخره مبالغه در واحديت يكتائى آنست كه وجود او واجب و صرف وجود وجوب وجود او از هر لحاظ است هم چنين كه ساحت كبريائى او واجب است همه صفات و افعال و آثار او نيز واجب و بىمانند و بىنظير خواهد بود.
و مفاد صفت احد آنست كه يكتا و بىهمتا و خالق و آفريدگار جهان است زيرا هر مركب محتاج باجزاء خود مىباشد و لا محاله مخلوق بوده و محتاج بغير و وابسته بغير خواهد بود.
و مفاد احد وحدت حقيقى چه در ذات و چه در صفات است و مبرى و منزه از كثرت ذاتى مانند تركيب از جنس و فصل و يا از ماده و صورت و يا از جزء و يا ربط بغير ذات كبريائى خود بلكه وحدت حقيقى او وحدت قاهره بر عوالم امكانى است و اساس وحدت حقيقى و بساطت ذاتى و وجودى است و اساس ضعف و امكان همانا كثرت است و هر يك از اقسام بيشمار كثرت سبب ضعف و امكان و وابستگى بغير خواهد بود و اصل و ريشه كمال وجودى حقيقى همانا احديت و بساطت حقيقى و يكتائى و بىهمتائى است هم چنان كه منشأ ضعف و فقر كثرت و مركب وابستگى بغير است. نتيجه اينكه توصيف كلمه هُوَ اللَّهُ بكلمه احد تفسير و بيان دليل است كه اساس همه كمالات وجودى و بساطت حقيقى و منشأ صفات و آثار و افعال كبريائى همانا وحدت حقيقى واحديت و يكتائى و بىهمتائى است كه صرف الوجود و حقيقت وجود است كه تعدد پذير نخواهد بود و اين احديت است كه ساحت كبريائى را از موجودات عوالم امكانى جدا مينمايد كه همه آنها آميخته به كثرت و تعدد و انقسام هستند ولى ساحت كبريائى او موصوف بصفت احديت و بساطت حقيقى است كه شايسته تعدد و يا كثرت در او نخواهد بود.
بالاخره در وجود حقيقى واجب و در همه شئون وجودى ساحت كبريائى احد و واحد بوحدت حقيقى مجهول الكنه مىباشد و هم چنين در احد صفت مشبهه