ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤٣ - باب گمراهى و گمراهان
پردهنشينان پارسا، پس گفتم: آن زنى كه بر كيش سالم بن ابى حفصه است؟ فرمود: نه، گفتم: آن زنى كه بر كيش ربيعة الرأى است؟ فرمود: نه.
ولى تزويج كن از دخترهاى جوان كه زير سرپرستى پدرانند و اظهار كفر نمىكنند و آنچه را هم كه شما از امر مذهب مىدانند نمىدانند، گفتم: جز اين است كه يا مؤمن هستند و يا كافر؟ در پاسخ فرمود: آن دختر روزه مىدارد و نماز مىخواند و از خدا مىترسد و با تقوى است ولى مذهب و عقيده شما را نمىداند، من گفتم: خدا عز و جل فرموده است (٢ سوره تغابن): «او است آن كسانى كه شما را آفريده است پس برخى از شما كافرند و برخى از شما مؤمن» نه به خدا احدى از مردم نيست كه مؤمن نباشد يا كافر نباشد (واسطهاى در ميان نيست) گويد: پس امام باقر (ع) فرمود:
اى زراره! قول خدا از گفته تو راستتر است، ندانى كه خدا عز و جل مىفرمايد (١٠٣ سوره توبه): «در آميختند كردار شايسته را با كردار بد اميد است كه خدا توبه آنها را بپذيرد» چون فرمود: عسى، يعنى اميد است، من گفتم: آنها هم نيستند جز مؤمن و يا كافر.
گويد: پس فرمود: چه گوئى در قول خدا عز و جل (٩٨ سوره نساء): «جز مستضعفان از مردان و زنان و كودكانى كه نه چاره توانند و نه راه را مىدانند» كه به ايمان رسند، من در پاسخ گفتم: آنان هم در متن واقع يا مؤمن باشند يا كافر، امام (ع) فرمود: به خدا نه مؤمن باشند و يا كافر، سپس رو به من كرد و فرمود: چه گوئى در باره اصحاب اعراف؟ من گفتم: آنان هم يا مؤمن باشند و نه كافر، اگر به بهشت روند پس مؤمن باشند و اگر به دوزخ روند كافرند، فرمود: به خدا نه مؤمن باشند و نه كافر، اگر مؤمن بودند مانند ديگر مؤمنان،