ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٩ - باب گمراهى و گمراهان
آيا اين مردمى كه در راهها و سر آبها هستند ديدى؟ گفتم: آرى، فرمود: نيست كه نماز مىخوانند و روزه مىدارند و حج مىروند؟
نيست كه خدا را يگانه مىدانند و محمد (ص) را رسول خدا مىدانند؟ گفتم: آرى، فرمود: مىفهمند آنچه را شما عقيده داريد؟
گفتم: نه، فرمود: آنها نزد شما چه حالى دارند؟ گفتم: هر كه اين امر امامت را نداند كافر است.
فرمود: سبحان اللَّه! تو خانه كعبه را نبينى و آن همه طوافكنندگان بر آن را و اهل يمن را و اينكه همه به پرده كعبه چسبيدند؟
گفتم: چرا، فرمود: همه نمىگويند: اشهد ان لا اله الّا اللَّه و اشهد ان محمداً رسول اللَّه و نماز مىخوانند و روزه مىدارند و به حج مىروند؟
گفتم: چرا، گفت: اينها مىدانند آنچه را شماها عقيده داريد؟ گفتم:
نه، فرمود: در باره آنها چه گوئى؟ گفتم: هر كه اين امر امامت را نداند كافر است، فرمود: سبحان اللَّه! اين عقيده خوارج است، سپس فرمود: اگر بخواهيد به شما خبر دهم، من گفتم: نه، پس فرمود: هلا براى شما بد است كه چيزى را بگوئيد تا از ما نشنويد، گويد: من پنداشتم كه او ما را به گفته محمد بن مسلم مىچرخاند.
٢- از زراره، گويد: به امام باقر (ع) گفتم: چه مىفرمائيد در زناشوئى با اين مردم، راستى كه من به اين سنّ رسيدم كه مىبينى و هرگز زن نگرفتم، فرمود: چه تو را از آن مانع شده است؟ در پاسخ فرمود: گفتم: چيزى مرا مانع نشده جز اينكه مىترسم ازدواج با آنها حلال نباشد، براى من، شما چه دستور مىفرمائيد؟ فرمود: