ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٧ - باب دوستى دنيا و حرص بر دنيا
٩- از امام صادق (ع) فرمود:
اى موسى! به راستى دنيا خانه كيفر است، من آدم را براى خطائى كه كرد در آن، كيفر دادم و آن را ملعونه نام نهادم، هر چه در آن است ملعون است جز آنچه كه در آن براى من باشد.
اى موسى! راستى كه بندههاى شايسته و خوبم به اندازه دانشِ خود به دنيا بىرغبت هستند و مردمِ ديگر به اندازه نادانى و جهلِ خود بدان رغبت دارند و كسى نباشد كه آن را بزرگ شمارد كه چشمش در آن روشن شود و هيچ كس آن را خوار و زبون نشمرد جز آنكه بدان بهرهمند شد.
١٠- در حديث (١) باب، ترجمه شده است.
١١- از مهاجر اسدى، از امام صادق (ع)، فرمود: عيسى بن مريم به يك آبادى گذر كرد كه اهل آن با هر چه پرنده و جاندار داشته يك جا مرده بودند، پس فرمود: هلا به راستى اينها نمردهاند جز به خشم و عذاب، و اگر به تدريج مرده بودند، يك ديگر را به خاك سپرده بودند، حواريون گفتند: اى روح اللَّه و كلمة اللَّه! به درگاه خدا دعا كن آنها را براى ما زنده كند و به ما گزارش دهند كه كردار آنان چه بوده است (كه بدين كيفر رسيدهاند) تا ما از آن دورى كنيم، عيسى آن را از پروردگار خود درخواست كرد و از فضا بدو فرياد شد كه: آنان را فرياد كن، عيسى در شب بر يك تپهاى از زمين برآمد و فرمود: اى مردم! اين آبادى و يك تن از ميان