ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤١ - باب گناهان كبيره
اين بنده هيچ چيز به جا نگذاشت و مرتكب همه بديها شد و ما از آنچه او مىكند خجالت مىكشيم و حيا مىكنيم، پس خدا عز و جل بدانها وحى كند كه شما هم پرهاى خود را از روى كردار زشتش برداريد و چون چنين كند و كارش بدين جا كشد آغاز دشمنى با ما خاندان كند، در اين جا است كه پرده او در آسمان دريده شود و پرده او در زمين پاره شود، پس فرشتهها مىگويند: پروردگارا! اين بندهات پرده دريده و بىآبرو مانده است؟ خدا عز و جل به آنها وحى كند: اگر خدا را بدو نيازى بود، به شما فرمان نمىداد كه پرهاى خود را از او برگيريد.
١٠- از مسعدة بن صدقه، گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود:
كبائر: نوميدى از رحمت خدا، نااميدى از لطف خدا، و ايمنى از مكر خدا، و قتل نفسى كه خدا آن را حرام كرده است، و عقوق و ناسپاسى حق پدر و مادر، و خوردن مال يتيم به ناحق، و خوردن ربا پس بيان حرمت آن، و تعرّب پس از هجرت و تهمت زنا به زنان پارسا، و گريختن از جبهه جهاد.
به آن حضرت عرض شد: بفرمائيد كه مرتكب گناه كبيره كه بىتوبه از آن بميرد، از ايمان بيرونش مىبرد؟ و اگر بدان عذاب شود، عذابش چون عذاب مشركان باشد يا به پايان رسد؟
فرمود: از اسلام بيرون رود اگر گمان برد كه آن حلال است و به همين سبب، سختترين عذاب را دارد، و اگر اعتراف دارد كه كبيره است و بر او حرام است و بدان معذّب گردد و آن روا نيست به واسطه آن عذاب شود و اين عذابش سبكتر باشد از عذاب اوّلى