ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩١ - باب سختى بلاى مؤمن
افتاد و نشكست، پيغمبر از آن در شگفت شد، آن مردِ ميزبان گفت:
شما از اين تخم مرغ در شگفت شديد، سوگند بدان كه تو را به راستى فرستاده من هرگز زيان و غمى نديدم، فرمود: پيغمبر (ص) از جابر خاست و از خوراك او چيزى نخورد، فرمود: كسى كه زيانى نديده، خدا را بدو نيازى نيست.
٢١- از پيغمبر (ص)، فرمود: براى خدا نيازى نيست در كسى كه در تن و دارائى او بهرهاى نباشد (و از آن هيچ نكاهد).
٢٢- از امام صادق (ع)، فرمود:
به راستى خدا عزّوجل مؤمن را به هر بلا گرفتار كند و به هر مرگى بميراند ولى او را به بىخردى و ديوانگى گرفتار نكند، آيا نبينى كه خدا چگونه ابليس را بر مال و جان و بر خاندان ايّوب و بر هر چيز او مسلط كرد و او را بر خِرد وى چيره نساخت؟ خردش را به او واگذارد تا خدا را با آن بيگانگى بپرستد.
٢٣- امام صادق (ع) فرمود:
راستش اين است كه بنده، مقامى نزد خدا دارد و بدان نرسد مگر به يكى از دو خصلت: رفتن مالش يا بلائى در تنش.
٢٤- امام صادق (ع) فرمود: