ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨٤
و سرعت در ثواب اول و در عقاب دوم به اين اعتبار است كه سود اول و زيان دوم در دنيا مىرسند.
بدان كه سرزنش كردن ديگران از بزرگترين عيبها است و سبب گرفتار شدن به همان عيب است چنانچه در اخبار گذشت و سزاوار است كه هر كس به خود وارسد و اگر در خود عيبى ديد بدان پردازد و آن را به كند و از خود دور كند و خود را واننهد و ديگران را نكوهش كند و اگر نتواند خود را به كند ديگران را معذور دارد و اگر بخود پرداخت و در خود عيب و كاستى نجست و خود را بىعيب دانست اين خود بدترين عيب است زيرا بر كنار دانستن خود از عيب نادانى است و از كورىِ دل برخيزد، خدا از يوسف (ع) حكايت كند كه (٥٣ سوره يوسف): «من خود را از عيب بركنار ندانم زيرا نفس پرفرمان است به بدىها جز آنكه خدا رحم كند» سپس ظاهر اين است كه مقصود از آنچه در خود نبيند و يا ترك آن را نتواند، اعم است از اينكه از جنس عيب ديگران باشد يا نباشد گرچه احتمال همان عيب ديگران را هم دارد و به هر حال سزا نيست كه رفيق خود را نكوهش كند زيرا عيبِ خودش يا مانند او است يا بزرگتر يا خردتر از او است و اگر هم خردتر باشد با عيبجوئى از او عيبِ بزرگترى بدان فزايد.
و مقصود از نتوانستن رفع عيب خود اين است كه بر او دشوار است نه آنكه بر او ممتنع است زيرا در اين صورت تكليفى ندارد.
«او يؤذى جليسه بما لا يعنيه»
يعنى به چيزى كه براى خودِ او مهم نيست و سودى ندارد يا آنكه براى آن جليس مهم نيست و سودى ندارد چون نهى او از منكر و يا امر او به خيرات و ممكن است مقصود از آن پرگوئى باشد در باره آنچه بيهوده است زيرا كه آن همنشين خردمند و هوشيار را آزار دهد. از مجلسى (ره)- مقصود از اسلامِ خوب اين است كه مقرون باشد با اقرار به همه اصول دين تا مخالفان و همگنانشان بيرون روند