ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٩
و آيات و اخبار در آن تعارض دارند، آنكه گفته است: گوشهگيرى بهتر است، آفات معاشرت را در نظر گرفته است از حسد و دشمنى و كينه و غيبت و سخن چينى و خود نمائى و دنياطلبى و عدم فراغتِ دل براى ذكر و فكر و تضييع عمر و بىسودى آميزش با بيشتر مردم و مانند اينها.
آنكه گفته: معاشرت بهتر است، نظر به فوائدِ آن دارد از تعليم و تعلم و ره يافتن به روش علماء و اخلاقِ آنها و تحصيل ثواب بسيار از ديدارِ برادران و عيادتِ آنان و تشييع جنازه آنان و كوشش در انجام حوائجشان و هدايت مردم و احياء رسومِ ديانت و حضور در جمعه و جماعت و امر به معروف و نهى از منكر و امثالِ آنها و با گوشهگيرى همه اينها از دست مىرود.
و حق اين است كه احوال و ازمان و اشخاص با هم فرق دارند و گوشهگيرى از مردمِ بد خوب است در صورت نوميدى از هدايت آنها چنانچه حضرت ابراهيم پس از نوميدى از هدايت مردم فرمود: از شماها و آنچه در برابر خدا مىپرستيد بركنار مىشوم، ولى نه گوشهگيرى كامل تا آنجا كه امور واجبه را از تعليم و تعلم و حضورِ جمعه و جماعت از دست بنهد، و معاشرت مطلوب است براى سود در دنيا و يا دين بدون مفاسد مذكوره.
و نيز اشخاص هم در اين باره تفاوت دارند و اگر علماء و فقهاء گوشهگيرى كنند مردم گمراه و سرگردان شوند و شياطين و جن و انس بر آنها چيره گردند ولى به معاشرتِ بسيارى از مردم نيازى نيست.
و به علاوه دورهها مختلفند و در خبر رسيده است كه براى مردم زمانى آيد كه جز گوشهگيرانِ گمنام نجات ندارند چنانچه سيد الساجدين (ع) براى فساد زمانه از خلق كناره گرفت زيرا بنى اميه به سختى بر مردم چيره شده بودند و چارهاى نبود و امام باقر و امام صادق (ع) بر خلاف آن عمل كردند زيرا به هدايت خلق توانا بودند و مانعى نداشت.
و به هر حال شايسته است كه انسان طبيب خود باشد زيرا دردها را