ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٧
و درمان توبه است و استغفار و همنشينىِ اخيار و دورى از اشرار و زهد در دنيا و زارى به خدا و توسل و توكل بدو و جستجوى بيمارىهاى نفس و عيوب و امراضِ آن و درمان هر كدام به ضدش، و امير المؤمنين در سخن خود بدان اشاره كرده و فرموده:
|
درد از تو است و نميدانى تو |
هست دارو ز تو نابينى تو |
|
|
خويش را جرم صغيرى شمرى |
عالم اكبرى و بىخبرى |
|
|
آن كتابى كه مبين است مبين |
از حروف تو عيان سر مكين |
|
|
حاجتى نيست تو را با ديگرى |
كه گزارش دهد از بوم و برى |
|
تو را بايد كه به درمان خود برخيزى و دردهاى آن را درمان سازى و اگر در اين باره كوتاهى روا دارى خود را كشتى و هر كه خودكشى كرد سزايش دوزخ است تا ابد. از مجلسى (ره)- همنشينى خوش رفتار يار خوب و مهربانى است كه تو را بدان چه سودت دهد رهبرى كند و از آنچه زيانت بخشد باز دارد.
فرزند سپاسگزار آن است كه سودت دهد و ياريت كند در دنيا و ديگر سراى و دل را از نظر خردى كه در آن است بدانها مانند ساخته چون در اين كارها با هم شريكند.
«و اجعل عملك»
در پارهاى نسخه، علمك دانشت را، آمده است و مناسبتر باشد و بنا بر اول مقصود عمل صالح است و مقصود از نفس، نفسِ امّاره به سوء است چنانچه روايت شده، دشمنترِ دشمنانت نفسِ او است كه