ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٧٣
دهد و برافتد و از اين رو مدتى آن را وانهد و اگر سرشت او بود تركش براى او ممكن نبود و بنا بر اين اول و آخر خبر با هم مخالفتى ندارند و حاصل اين است كه اين مقتضاى ذاتِ او نيست و براى اين است كه از او توفيق برفته و شيطان بر او چيره گشته و بدان كارش كشانده و بسا باشد كه لطف حقش در گيرد و از آنش برگيرد، اين همه براى بهبود او است و اين كس در ذات خود بدى و تباهى ندارد خدا از او روى نگردانيده و راه خير را بدو نبسته بلكه خدايش دوست دارد و مىآزمايد و سرانجامش پسنديده باشد.
٢-" طبع" به معنى چركينى باشد و اين منافات ندارد كه در آخر خبر فرمايد: گناه از سرشتِ او نيست.
٣- مقصود از" ختم" مهر نهادن باشد، يعنى مؤمن مدتى از گناه كردن ممنوع باشد و خدايش دريغ نمايد كه بدان دست آلايد و سپس براى مصلحتى آزادش كند و در آنش اندازد و بازش از آن كنار كشد. از مجلسى (ره)- اگر اعتراض شود كه ما مىدانيم از زناى مؤمن هم فرزند آيد، در پاسخ گوئيم: مؤمن را معانى و مراتبى است و شايد اين فضيلت خاص يك درجهاى از مؤمن است و شايد حمل بر غالب شود. از مجلسى (ره)-
«بين القرناء و الجماء»
اين دلالت دارد كه حيوانات نيز در قيامت محشور شوند چنانچه آيه: «وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» و آيات و اخبار ديگر و اكثر متكلمين خاصه و عامه بدان معتقدند و گرچه در خصوصيات آن اختلاف دارند كه آيا سپس مىمانند و يا خاك مىشوند و برخى قرناء را به انسان نيرومند و جماء را به ناتوان حمل كردهاند و بدان نيازى نيست و شايد مقصود اين باشد كه اگر كسى شاخدارى را بر بىشاخى مسلط كند مسئوليت دارد. از مجلسى (ره)- ظاهرش اين است كه بر هر كه اقامه حد شود كيفرش ساقط گردد و گرچه توبه هم نكند چنانچه ظاهر اصحاب است