ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٦
آن تفسير شده است و حاصل اين است كه هر كه اين پند را پذيرد و بر آن بپايد از گذشته او كه به نادانى انجام شده خدا گذشت كرده است. از مجلسى (ره)- قوله
«و أحب العباد»
گويا مقصود اين است كه خدا دستور توبه نصوح داده ولى اگر توبه را شكست و باز هم توبه كرد خدا او را دوستتر دارد از آنها كه توبه نكنند يا مقصود اين است كه از گناهى توبه نصوح كند و گرفتار گناهى ديگر شود و از آن هم توبه كند يا مقصود از عدم عود ابدى عزم بر عدم عود است (ولى در اين صورت هر توبهاى نصوح است زيرا عزم بر عدم عود شرط توبه است مگر اينكه توبه را همان پشيمانى بدانيم و اين بر خلاف نظرِ خودِ مجلسى است كه در سابق گفته است، از مترجم).
و بعضى گفتهاند مقصود از (مفتون توّاب) آن توبه كارى است كه هرگز به گناه باز نگردد و معنى ساده آن اين است كه خدا دوست دارد گول خورده هميشه پشيمان را و مبالغه در كلمه توّاب به اعتبار استمرار حال توبه از همان اول گناه است نه كثرت توبه به اعتبار كثرت گناه (اين معناى لطيف و دل چسبى است). از مجلسى (ره)- «ثلاث خصال»: ١- آنها را دوست دارد ٢- فرشتهها بر ايشان آمرزش خواهند ٣- خدا عز و جل بدانها نويد امن و رحمت داده است.
در تفسير آيه (٢٢٢) سوره بقره چند وجه گفتهاند:
١- خدا دوست دارد توبهكاران از نجاسات درونى را كه گناهانند و دوست دارد پاكيزه از نجاست برونى را با آب.
٢- دوست دارد توبهكاران را كه گناه كردهاند و پاكان را كه هيچ گناه نكردهاند.
٣- توبهكاران از كبائر و پاكان از صغائر را.