ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٢
چنانچه معتقد شد اين ظرف شراب است و به قصد شراب خوردن آن را نوشيد و معلوم شد آب بوده و يا شربت مباحى بوده است آيا نيتِ او و يا عمل او و يا مجموع نيت و عمل او حرام است و مرتكب حرامى شده است يا نه؟.
در مورد دوم، نيت شديدتر بوده و دنبال آن جرات و هتك حرمت آمده است و مورد بحث در مسأله تجرى معروف همين است.
اما پاسخِ مسأله- ١- اين است كه چنانچه شهيد در قواعد گفته است: نه عقابى دارد و نه ذمى، و مورد نص اخبار اين باب است و توجيهى كه از سيد (ره) از براى اخبار اين باب شده كه مقصود اين است كه اگر كسى قصدِ مى خوارى و زنا كند و آن را نكند گناهِ مى خوارى و زنا ندارد و گناهِ ديگر بر قصدِ آنها دارد، بسيار ركيك و در حكم طرح اين اخبار است زيرا به مجرد قصد شرب خمر اگر كسى را مىخوار شمارند به او ظلم كردهاند و افتراء بستهاند و تعالى اللَّه عن ذلك، اين يك حقيقت روشن و عقلى است كه صرف قصد مىخوارى، مىخوارى نيست و صرف قصد زنا، زنا نيست و اگر عقوبتى بر مى خوردن و زنا كردن باشد بر صرف قصد آنها بىارتكاب عمل آنها بار نمىشود و اگر معنى اين اخبار اين باشد حمل بر توضيحِ واضحات است و از قبيل اين است كه گويند: (هر چه در جوى مىرود آب است) و بيان آن شأن امام نيست و به علاوه اين اخبار در مقام امتنان است و كسى كه مى خوار نيست و زنا نكرده به او گويند ما تو را به مى خوارى و زنا عقوبت نكنيم، امتنانى ندارد و امتنان به اين است كه بر قصد گناه هيچ ترتيب اثرى نشود و هيچ گونه عقوبتى مترتب نگردد چنانچه شهيد فرموده است كه: نه ذمى دارد و نه عقابى و عفو از آن ثابت است.
و به همين سستى است كلام شيخ بهائى (ره) كه حرمت عزم بر معصيت را از ضروريات دين شمرده در صورتى كه شهيد ثانى (ره) عدم حرمت آن را به عنوان يك قاعده مذهبى كه مشعر بر اجماع مسلمانان و يا