ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٥
كوفى است در آغاز كار به ظاهر از بزرگان اصحاب امام صادق (ع) بود سپس برگشت و مذاهب باطلى بدعت نمود و امام صادق (ع) او را لعن كرد و از او بيزارى جست از آن جمله است كه از امام صادق روايت شده: بار خدايا أبا الخطاب را لعنت كن كه مرا بيمناك كرده ايستاده و نشسته و در ميان بسترم.
و روايت شده كه امام صادق را خدا مىخواند و خود را پيغمبر مبعوث از طرف او بر اهل كوفه. از مجلسى (ره)- خدا تعالى فرموده است (٩٨ سوره انعام):
«و او است آنكه شما را از يك نفس آفريده است و ثابت و غير ثابت است و به طور امانت» بيضاوى گفته: استقرار در پشت پدران است يا روى زمين و به طور امانت در رحم مادران و زير زمين، يا مقصود محل استقرار و امانت سپارى است و در قرائت ابن كثير و بصرىها مستقر به كسر قاف است كه اسم فاعل باشد و مستودع به صيغه اسم مفعول يعنى برخى شما برجائيد و برخى سپردهايد، انتهى. و شايد تأويل امام به قرائت دوم چسباندهتر باشد يعنى برخى ايمان برجا داريد و برخى ايمانى عاريت يا برخى در ايمان برجائيد و برخى نابرجا. از مجلسى (ره)-
«فاذا هو دعا»
در اين تعبير تشويق به دعا شده است براى حسن عاقبت و كجرو نشدن چنانچه شيوه مردمان خوب بيش از ما بوده است و اين حديث دلالت دارد كه بقاى ايمان و رفتن ايمان به سبب كار خود انسان است زيرا او به سبب كارهاى خود سزاوار توفيق مىشود و يا سزاوار خذلان و بىتوفيقى مىگردد و خلاصه گفتار در اينجا اين است كه:
هر كدام از ايمان و كفر گاهى ثابت و تغيير ناپذيرند و گاهى لرزان و قابل زوال زيرا بسا كه دل به حد كامل روشن شود و رخنه بىايمانى در آن