ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٢
و تقرير جواب بنا بر وجه دوم اين است كه خدا عادل است و ستم نكند و اگر ايمان و كفر و تبدل آنها كار خدا باشد جور و ظلم بر خدا لازم آيد و كارِ خدا در موضوع ايمان و كفر همان دعوت به ايمان است نه كفر و رهبرى مردم به سود ايمان و زيان كفر و هر كه ايمان آرد و بر آن پايد خدا او را به كفر نبرد و از او سلب توفيق نكند.
«قلت فيكون الرجل كافراً» خبر داده است و يا پرسيده است حمل بر خبر ظاهر كلام است و پرسش بر اين پايه است كه چون سائل از پاسخ امام (ع) به پرسش اول دريافت كه خدا كسى را از ايمان به كفر به در نبرد اين را پرسيد كه كافر ثابت را خدا به ايمان مىبرد به وسيله توفيق و لطف خود يا نه؟ و پاسخ امام بر خبرى كه طرح شده روشن است و آن را رد كرده و فرمود:
خدا كافر را هم هدايت و رهبرى كرده است زيرا فطرتِ او آماده پذيرش هدايت است و عنايت الهيه هم شامل حال او هست ولى اگر پرسش باشد امام پاسخ صريحى بدان نداده است و در عوض يك قاعده كليه را بيان كرده كه دانستنِ آن اهم است و آن اين است كه:
خدا همه مردم را به فطرتِ پاك و ساده آفريده و استعداد خوبى و بدى در همه است و وسيله هدايت را هم به بعثت انبياء و رسل براى همه فراهم ساخته زيرا رسولانِ خدا همه را به ايمان دعوت مىكنند و به راه خير مىبرند و از راه كفر و بدى باز مىدارند، برخى از اين وسائل هدايت الهيه بهرهمند مىشوند زيرا فطرت خويش را فاسد نكردند و انديشه در آغاز و انجام خود كنند كه از كجا آمدهاند و به كجا مىروند و نداى حق را به گوش هوش مينيوشند و لطف و توفيق و رحمت خدا را دريابند چنانچه خدا فرموده است (٦٩ سوره عنكبوت): «و آن كسانى كه به درگاه ما تلاش مىكنند بىشك آنان را به راههاى خود رهبرى كنيم» و برخى از وسائل هدايت خدا بهره نبرند چون فطرت خود را تباه كنند و نينديشند و از نداى حق رو گردانند و رحمت و لطف