ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٩
يعنى در مرز دين است و پا برجا نيست مانند كسى كه در كنار قشون بايستد و اگر حس پيروزى كرد بماند و اگر نه بگريزد، روايت شده كه اين آيه در باره عده اعراب نازل شد كه به مدينه آمدند و هر كدام تنش سالم بود و اسبش كرّه خوب مىزائيد و زنش پسر خوب مىآورد و مال و گلهاش بسيار مىشد مىگفت: از وقتى به اين دين درآمدم جز خوبى نديدم و مطمئن و دل بسته مىشد و اگر بر خلاف آن بود مىگفت: جز بدى نديدم و از دين بر مىگشت. از مجلسى (ره)-
«من زعم»
ظاهرش اين است كه بدعت در دين موجب كفر است و اين بدعت اگر در اصول دين باشد و يا متضمن انكار يكى از ضروريات دين باشد در آن شكى نيست و از اين باب است انكار امامتِ يكى از ائمه معصومين (ع) و امّا اگر در فروع غير ضرورى باشد كفر بدان معنى است كه بر مرتكبين گناه كبيره اطلاق شود. از مجلسى (ره)- «أَطِيعُوا اللَّهَ الخ» مورد اطاعت ذكر نشده براى دلالت بر عموم يعنى اطاعتِ آنها در هر دستورى دهند واجب است و اطاعت اولو الامر هم در همه مورد واجب است چنانچه اطاعت خدا و اطاعت رسول در آنها واجب است و بنا بر اين روا نيست كه مقصود از اولو الامر سلطان خلاف كار باشد بلكه جائز نيست جز معصوم مقصود باشد زيرا اطاعتش در اكثر امور روا نيست و تفصيلِ شرح آيه در باب (ما نصَّ اللَّه و رسوله على الائمه) گذشت.
«انى قد تركت فيكم امرين»
اگر براى امت مورد تمسكى جز اين دو بود بيان كرده بود و اين حديث مورد اتفاق است ميان خاصه و عامه و جدا نبودنشان از هم به اين سبب است كه قرآن دلالت بر امامتِ آنها دارد و آنها هم گواه حق بودن قرآنند و آن را تأييد مىكنند يا به اعتبار اين است كه همه قرآن از لفظ و تفسير و تأويل و معنى با آنها است و از هم جدا نيستند يا آنكه در شرف و فضل و حجت بودن و وسيله نجات بودن همراهِ يك ديگرند يا اينكه