ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٨
صدقات دارند و اگر از آنها دريغ شود به خشم آيند. از مجلسى (ره)- ظاهر اين حديث اين است كه سهم مؤلفة قلوبهم در همه ازمنه بجا است و محتمل است مقصود از مؤمنين ائمه باشند و بعيد نيست شامل نوّاب آنها كه فقهاى جامع الشرائطند بشود. از مجلسى (ره)- «و انما امرت الملائكة» استفاده حصر دعوت سجده به ملائكه ممنوع است، آرى اگر فرموده بود: اى ملائكه من، ممكن بود از آن استفاده حصر شود و اين هم معلوم نيست شايد خطاب «اسجدوا» بوده به طور خطاب شفاهى و بىذكر عنوان ملائكه، آرى در اينكه خدا نقل فرموده كه به ملائكه گفتيم: سجده كنيد، و اين كلمه شامل شيطان هم هست مجازى است يا از نظر تغليب استعمال شده منافقون آنهايند كه در ظاهر اقرار به پيغمبر دارند و در باطن منكر اويند.
ضالّ و گمراه كسى است كه در ظاهر و باطن به آن حضرت اقرار دارد ولى در راه حق خطا رفته و امام را نشناخته. چون اين را فهميدى مىگوئيم كه طيار مىدانست كه منافقين در مؤمنين وارد نيستند در واقع چنانچه ابليس در واقع فرشته نبود و اگر چه در ظاهر از آنها محسوب مىشد و با آنها مخلوط بود.
«أحسن في المسألة» يعنى طيار از مسأله مورد نظر به طرز خوشى از امام پرسش كرد و دخول منافقان را در خطاب به مؤمنان معيار تشخيص ساخت تا به مقصود خود برسد و سؤال خود را به صورت اعتراض خدا طرح نكند و آن حضرت جواب داد كه منافقين و ديگران در خطاب مؤمنان واردند و به اعجاز مىدانست كه مقصود از اين سؤال چيست، آن را هم در ضمن جواب درج كرد و فرمود: ابليس هم در خطاب به ملائكه وارد بود چون به صورت ظاهر از ملائكه بود. از مجلسى (ره)- بيضاوى در تفسير: «على حرف» گفته: