ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٩
گفتهاند و گر نه خلافى نيست در استحقاق عقوبت و خلود برخى از آنها در دوزخ.
«فانك قد حضرت و غابا»
شايد تأخير بيان حكم براى بيان مقصودشان باشد يا براى آنكه آنها هم حكم حق را بدانند. از مجلسى (ره)- مىترسم بر من حلال نباشد نكاحشان- علت ترس اين بوده كه زراره واسطه ميان كفر و ايمان نمىدانسته و همه مخالفان و بلكه فرق غير حقه شيعه را كافر مىدانسته و در دنيا و آخرت احكام كفر بر آنها جارى مىكرده است.
«فهات» مقصود اين است كه وطى زن كافره خصوص از غير اهل كتاب هم حرام است چنانچه ازدواج با كافره حرام است، پس چه فرقى دارد؟. از مجلسى (ره)- «لست ابالى» شايد وجه ديگر را به ظهور آن حواله كرده است و امام در جوابش وجه متروك را اختيار كرده است و شايد شق ديگرش از نسخه نويسان ساقط شده باشد، و مؤيد آن است كه اين حديث را ابو عمر و كشى در شرحِ حال زراره با اندكى اختلاف در تعبير نقل كرده است و در آن چنين گفته: «به من فرمان مىدهى كه زن بگيرم. در پاسخ او فرمود: اين امر به اختيار خود تو است. زراره گفت: اين كلام دو معنى دارد:
١- اينكه باك ندارى من گناه كنم و نافرمانىِ خدا را بنمايم زيرا تو مرا بدان فرمان نمىدهى.
٢- اينكه براى من روا باشد كه اين كار را بكنم».
«تزوج» يعنى عايشه و حفصه را به زنى گرفت با آنچه كردند در آزار آن حضرت و خيانت با او و فاش كردن سرِّ او و كشف آن از نفاق و دوروئىِ آنها چنانچه خدا آن را در قرآن مجيد يادآورى كرده است و حالِ آنها را به حال همسر نوح و همسر لوط تشبيه كرده كه نفاق ورزيدند و كفر باطنى