ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٥
مىشد مىگفتند: از روزى كه مسلمان شديم جز بدى نكشيديم، و از دين بر مىگشتند. انتهى. زيرا در صورت عدم مراجعه به امام معصوم عالم به احكام از طرف خدا در فهم حكم بسيارى از امور در مىمانند و به ناچار بايد بدعت گذارند و از طرف خود حكم بتراشند و اين خود موجب شرك در قانونگذارى است و خدا مىفرمايد: «وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» «هلا كه حكم خاص حضرت او است». از مجلسى (ره)- اين حديث دلالت دارد كه نارضايتى بدان چه خدا كرده است و تسليم نشدن بدان چه از طرف ائمه (ع) برسد شرك است و در باب تسليم گذشت كه خطاب در اين آيه متوجه امير المؤمنين (ع) است. از مجلسى (ره)- «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ» در مجمع گويد:
يعنى دانشمندان و علماى آنها و «وَ رُهْبانَهُمْ» يعنى عابدان خود را. مجلسى (ره)- دليلش اين است كه حقيقت عبادت خضوع و تذلل و طاعت و انقياد است و از اين رو خدا پيروى از هواى نفس و شيطان را عبادت آنها ناميده است و فرموده است: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» «آيا ملاحظه كنى كسى كه هواى نفس خود را معبود خود ساخته است» و هم فرموده است (٦٠ سوره يس): «آيا به شما سفارش نكرديم اى آدميزادگان كه شيطان را نپرستيد» در صورتى كه پيروى از ديگران بىدستور خدا عبادت آنان باشد بيشتر خلق در پرستش جز خدا بسر مىبرند كه نفسِ امّاره و شيطان و اهل معصيت و كافرانند، و اين است همان شرك خفى، پناه بر خدا. مجلسى (ره)- آنچه درخواست كرده است يا معجزهاى بوده و يا دليلى بر امامت و در هر صورت يا معجزه و دليلى اظهار داشته و راوى آن را ذكر نكرده يا مصلحتى در اظهار آن نديده و يا مىدانسته كه حجت بر او تمام