ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٠
٧- به دانش خود مغرور است و پندارد كسى به پايه او نيست و گويا آنچه در نكوهش علماى مغرور رسيده به گوشش نرسيده.
٨- آنها كه دانسته به كار بسته ولى درون را از اخلاقِ بد نشسته و در انتظار ثواب شايان از خداوند منّان نشسته.
٩- به دانش فريفته شده و دنبال دانشِ دنيا رفته و از دانش آخرت بازمانده.
١٠- به اصل طهارت فريفته شده و در امر نيت گير كرده و دچار وسواس خناس گرديده و پنداشته خوب كرده و اجر برده.
١١- به عبادت مغرور شده و پنداشته سيره عابدان است.
١٢- به زهد فريب خورده و پندارد ازهدِ ناس است و در قيامت شفيع خلق است. مجلسى (ره)- تعمق بالرأى، بررسى امور است به رأى و قياس باطل. و لفظ بالرأى در نسخه خصال نيست و تعمق در رأى مزيد انديشه در آن است پس از فهميدن مطلب چنانچه كسى به چاه رسد و آب برگيرد و در آن فرو شود تا غرقه گردد. و برخى گفتهاند مقصود از تعمق غور و بررسى در طلب باطل است زيرا طلب حق صعود را ماند و طلبِ باطل نزول و فرو رفتن را.
«فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ» يعنى در كارهاى آميخته به باطلهاى گوناگون يا آميخته از حق و باطل. بيضاوى در تفسير قول خدا تعالى: «بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ» گفته است: يعنى كار پريشان چونان كه گويند: مرج الخاتم، يعنى انگشتر از انگشت پريد و اين پريشانىِ آنها در اين بود كه يك بار مىگفتند شاعر است و يك بار مىگفتند جادوگر است و بارِ ديگر مىگفتند كاهن است. طريق اعور، يعنى بىنشانه و يا راه سخت و دشوار و ناهموار. مجلسى (ره)- گويم ظاهر اين است كه مقصود از شك در