ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٥
از مجلسى (ره)-
«فهو الجحود بالربوبيه»
جحود، در لغت مطلقِ انكار است و مقصود از آن در اينجا انكار هر آنچه است كه متعلق به ربوبيت است، يعنى از طرف رب تعالى است و آن را به خصوصِ آن شرح كرده. من گويم: اين را انكار ربوبيت ناميده براى اينكه ربوبيت خدا است كه مقتضى تكليف و ثواب و عقاب است و اين دهريه يا منكر اصلِ وجودِ اويند يا منكر ربوبيت اويند و گويا مقصود از دو صنف:
١- منكر مبدأ و معاد هر دو هستند كه اينها را ملاحده گويند.
٢- قائلانِ به مبدأ و منكران معاد چون برخى فلاسفه كه معاد را منكرند و جهان را قديم دانند و ابدى و هم كفار مكه كه خدا در اين آيه از آنها ياد كرده است و آنهايند كسانى كه مىگفتند: هلاك نكند ما را جز دهر.
و پنداشتند كه تولد اشخاص و تكوين مركبات اين جهان و تباهى آنها و مرگ و زندگى همه اثر دهر است و حركتِ افلاك و تأثير كواكب.
برخى، منكرانِ خدا را دو صنف دانستهاند به اين شرح:
١- كسانى كه براى پيدايش جهان توجه به علت و سببى كرده و آن را طبع دانستهاند كه صفتى جسمانى و بىدانش و ادراك است.
٢- كسانى كه توجه بدان نداشته و به خود اندرند و چون بهائم زندگى گذرانند.
پايان نقل از مجلسى (ره).
به هر حال امام دين دهريه و ماترياليسمها را دينِ خود در آوردى دانسته و دين بىدليل و منطق، مىفرمايد: آن را به صرف سليقه و استحسان پذيرفتهاند، يعنى خوششان آمده كه مبدء و معادى در كار نباشد و خود را از قانون گذار و تكليف كنند و به اصطلاح آقا بالاسر حقيقى آزاد بدانند و هر گونه عملى را هم كه مرتكب مىشوند كيفر و سزا و جزائى نداشته باشند و از اين جهت خداوند آنها را پيروان پندار و گمان خوانده است و از بيم و اميد به معنويات بركنار