ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٢٤
از مجلسى (ره)- مرجئه، فرقهاى بودند كه ايمان را همان علم به ما جاء به الرسول مىدانستند، و مىگفتند: با وجود ايمان هيچ گناهى زيان ندارد چنانچه با وجود كفر هيچ طاعتى سود ندهد.
شيخ بهائى (قدس سره) قدريه را به جبرى مذهبها تفسير كرده و من مىگويم ممكن است مقصودِ قائلين به تفويض باشد كه بنده را در افعال خود مستقل مىدانند و مىگويند خدا هيچ دخالتى در آن ندارد.
در نهايه گفته كه: حروريه، يك دسته از خوارجند كه مركز اول آنها حروراء بوده است و آن محلى است نزديك كوفه و بدان منسوب شدند و در آنجا حكومت برپا كردند و اينان سختترين خوارجند كه على (ع) با آنها نبرد كرد.
«الكافرة المشركة» كفر از نظر ترك طاعتِ خدا در باره وجوب اطاعت از ائمه بر حق از روى عناد و ستم و شرك از نظر اطاعتِ پيشوايانِ جور كه آنها را در برابر خدا واجب الاطاعه دانستند. ظاهر اين است كه مقصود خوارى در دنيا است و نزد مردم زيرا طاعتش موجب ترك دنيا و زيورِ آن است و حكومت ناتوانها بر تواناها و رضا به قسمتِ برابر ميان شريف و وضيع و قناعت به كم از حلال و تواضع و ترك تكبر و سرفرازى و همه اينها موجب خوارى است در برابر مردمِ دنيا طلب. اين حديث دلالت دارد كه جاهل در اكثر موارد معذور است چنانچه اگر امامت على (ع) را نداند و دليلى بر آن ندارد اگر در باره آن توقف كند و مبادرت به انكار ننمايد كافر نباشد و در شمار مستضعفين درآيد. از مجلسى (ره)-
«و من نصب معه شيئا»
يعنى امام ديگرى را با او شريك داند و او را از مرتبه خود عقب اندازد مشرك باشد زيرا كه دينى جز دين خدا آورده باشد و با خدا در نصب امام شريك شده است.