ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١٢
اينها نمونهاى است از تشريعات پيغمبر اسلام كه خود آنها را در قالب قانون ريخته است و به اين اعتبار سنت و قانون او شمرده شده است.
٢- در مقام ابلاغ و بيان احكام هم چند وجه است:
الف- نص قرآن كه كلامى ساخته و پرداخته به دهان پيغمبر اسلام گذاشته شده و آن حضرت به مردم تلاوت كرده است.
ب- نقل كلام خدا از انشاء پيغمبر كه آن را حديث قدسى گويند و بيشتر در امور اعتقادى و اخلاقى وارد است و شايد برخى از احاديث قدسيه ترجمه خطابات خدا باشد كه بر زبانهاى ديگرى به پيغمبرهاى گذشته ابلاغ شده است مانند سخنانى كه خدا با موسى گفته و ظاهراً عبرى بوده است و اين گونه تعبيرات با ترجمه خصوص شخص پيغمبر (ص) عنوان حديث قدسى پيدا مىكرده است.
ج- ابلاغهاى اجرائى كه پيغمبر نسبت به احكام كلى قرآن انجام داده است و براى نمونه از اين قبيل ما قسمتى از بيانات پيغمبر (ص) در حجة الوداع از سيره ابن هشام ترجمه مىكنيم ص ٣٩٠، ج ٢، ط مصر:.
از ابى سعيد خدرى كه گفت: مردم (در حجة الوداع) از على (ع) نزد پيغمبر شكايت كردند و رسول خدا (ص) در ميان ما به سخنرانى برخاست و من شنيدم كه مىفرمود: أيا مردم از على شكايت نكنيد، به خدا سوگند كه او براى خدا و در راه خدا پافشارتر است از آنكه از او شكايتى شود. ابن اسحق گويد: سپس رسول خدا (ص) حج خود را به پايان آورد و به مردم مناسكِ آنها را نمود و سنن و دستورهاى حج را به آنها اعلام كرد و به آنان آموخت و آن سخنرانىِ معروف خود را ايراد كرد و آنچه را بايد در آن شرح داد خدا را ستود و بر او ستايش نمود و سپس فرمود:
أيا مردم گفتار مرا بشنويد، نمىدانم شايد ديگر هرگز من شما را پس از امسال در اين موقف برخورد نكنم.