ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١١
مكحول گويد: رسول خدا (ص) در آن روز از چهار چيز نهى كرد، از جماعِ با اسيرانِ آبستن و از خوردن گوشتِ الاغهاى اهلى و از خوردن هر درنده نيش دار و از فروش غنيمت تا تقسيم شود.
و از رويفع بن ثابتِ انصارى نقل شده است كه: هنگام فتح يكى از آبادانىهاى مغرب كه آن را جربه مىگفتند بپا ايستاد و اين سخن را ايراد كرد، گفت:
أيا مردم! من براى شما نمىگويم جز آنچه از رسول خدا (ص) شنيدم كه روز فتح خيبر به ما فرمود، رسول خدا ميان ما بپا خاست و فرمود: حلال نيست براى هر مردى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد كه كشت ديگرى را آب دهد (مقصودش جماع با زنهاى اسيرِ آبستن بود) تا آنكه او را استبراء كند و حلال نيست براى مردى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد كه دست اندازى به زن اسيرى كند تا او را استبراء نمايد (يعنى معلوم كند كه آبستن نيست به واسطه اينكه حائض شود يا مدت چهل و پنج روز بگذرد) و حلال نيست براى مردى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد كه از غنيمت بفروشد تا آنكه تقسيم شود، و حلال نيست براى مردى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد كه چهارپائى از غنيمت مسلمان را سوار شود تا وقتى آن را لاغر و نزار كند به غنيمت برگرداند (يا بايد آن را فربه نگه دارد و يا اگر لاغرش كرد به حساب خود گذارد)، حلال نيست براى مردى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد يك جامه از غنيمت مسلمانان در بر كند تا وقتى كهنهاش كرد بدان برگرداند.
و از عبادة بن صامت روايت شده كه: رسول خدا (ص) در روز خيبر به ما غدقن كرد از خريد و فروش خاكِ طلا با خودِ طلاى ناب، و از خريد و فروش خاكه نقره ناب، فرمود: خاكه طلا را با پولِ نقره بخريد و خاكه نقره را با طلاى ناب. انتهى.