ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٥
معنى كه من چنين مقرر نكردم تو اين را از كجا آوردى؟ وسائل منظور او را نفهميد و آن را شرح كرد و امام منظور او را پرسيد و او توضيح داد تا حاضرين مقصود او را بفهمند و او هم توضيح داد كه مقصودم مقياس ميان كافر و مؤمن است و زراره اظهار كرده كه جز مؤمنِ پاك عقيده امامى به بهشت نرود و امام فرموده: بسا كه مستضعفان از مخالفين هم كه عنادى نورزند به بهشت بروند، و ممكن است مقصودِ زراره از موافق هم عقيده و همكردار باشد و اصحاب كبائرِ شيعه از آن خارج باشند چنانچه خوارج هم مرتكب كبيره را لايقِ بهشت ندانند و قول خدا اين است كه مستضعفين و ديگر اصنافى كه بر شمرده وعده بهشت و عفو و آمرزش داده و نبايد آنها را در مخالفين شمرد و از آنها بيزارى جست.
«و زاد حماد» ظاهر اين است كه اين كلام از ابن عمير است و اين حديث از حماد و جميل هم از زراره نقل شده است و در روايت حماد جملهاى اضافه داشته كه در روايت هشام نبوده و آن را بيان كرده و جمله ديگرى هم در روايت جميل اضافه بوده كه بدان هم اشاره كرده است.
«فارتفع صوت أبي جعفر» اين جمله قدح در زراره است (كه در برابر سخن امام سخن مىگفته و اظهارِ نظر مىكرده) و دلالت دارد به بىادبىِ او و چون جلالت و قدر و مقام او مورد اتفاق شيعه اماميّه است و اخبار بسيارى بر آن دلالت دارد بدان چه بر خلاف آن اشاره دارد اعتبارى نيست و ممكن است اين امور در آغاز كارِ او باشد پيش از آنكه معرفتِ او كامل شود يا اينكه طبع و خوى او اين بوده كه بحث و مشاجره مىكرده است و نمىتوانسته خوددارى كند و اين از راه شك و ترديد او نبوده است و شايد مقصودش آموختن كيفيت مناظره در مطلب بوده كه با مخالفان بتواند بحث كند يا از شدت علاقه او به ائمه راضى نمىشده مخالفان به بهشت روند.
«ان يدخل الضلال الجنه»
يعنى بعضى از آنها به بهشت روند و مقصود