ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٢
از مجلسى (ره)- گفتهاند وجه انحصار مردم در اين شش صنف اين است كه مردم يا كافر باشند و يا مؤمن و يا نه اين و نه آن، به اين معنى كه نه حق را فهميده و نه به انكارش گرائيده. و از اين ميان مؤمن چهار قسم دارد:
١- مؤمنِ كامل سابق بالخيرات كه هيچ گناهى نكرده است و اهل بهشت است.
٢- مؤمنِ گنهكارى كه توبه كرده است و از كسانى است كه اعتراف به گناهِ خود دارد و كردارِ خوب و بدش به هم آميخته است.
٣- مؤمنِ گنهكارى كه توبه نكرده است و كارِ خوبش بيش از كارِ بد او است و اين از آنها است كه كارش با خدا است.
٤- كه حسنهاش غلبه ندارد و توبه هم نكرده و از اصحاب اعراف است.
تو به خوبى دانستى كه زبان آيات و اخبار در تعبير از ايمان و كفر غير از زبان متكلمين است و مؤمن بيشتر اطلاق مىشود بر كسى كه عقائدش درست است و به فرايض خدا عمل كرده است و از كبائر بركنار است و وعده به بهشت دارد و در آن درآيد و در برابر او اقسام بسيارى است كه با آن شش قسم شمرده شده است:
١ و ٢- اهل وعيدند، يعنى اهل وعده و اهل وعيد، يكى را ذكر كرده است براى تغليب و در برخى نسخهها كلمه وعد است و در برخى وعدين به لفظ تثنيه و اين اظهر است، يعنى كسانى كه به طور قطع وعده ثواب و يا تهديد به عقاب در باره آنها واقع است در صورتى كه به يكى از اين دو حال بميرند كه اهل وعد اهل بهشت باشند و اهل وعيد اهل دوزخ و در باره اينها است كه خدا در سوره توبه فرموده راجع به اهل وعد:
«خدا به مؤمنين و مؤمنات وعده بهشتى داده كه نهرها در كفِ آن