ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٣
نهفتهها است كه بد باشد و نتائج بدى به بار آورد بلكه هر چه از حالِ مردم ديده شود شايسته است كه از آن دم نزد مگر آنچه كه نقلِ آن براى مسلمانى سودمند است و يا براى دفع معصيت است چنانچه اداى شهادت در بردن و خوردن مال مسلمانى با رعايت حق، و امّا اگر بيند كه مالِ خود را نهان مىكند ذكرِ آن نميمه است و كشفِ راز است و اگر سخن چينى ذكر عيب و نقص هم باشد نسبت به آنكه از او حكايت شود جمع بين نميمه و غيبت شود.
و سبب و موجب سخن چينى چند چيز است:
١- قصدِ بد كردن و زيان رساندن به كسى كه از او سخن گويند.
٢- اظهارِ دوستى و خيرخواهى نسبت به كسى كه با او اين سخن را گويند به قصدِ استفاده و طرفدارىِ او يا به مقصدِ ديگرى.
٣- خوشصحبتى و ورود در سخن زيادى و فضولى.
و وظيفه كسى كه نزدِ او سخن چينى شود شش چيز است:
١- باور نكند زيرا سخن چين فاسق است و خدا از قبولِ قول فاسق منع كرده مگر آنكه بازرسى شود.
٢- او را از آن نهى كند و اندرزش دهد و كارش را زشت شمارد، خدا فرموده: «امر به معروف كن و نهى از منكر».
٣- به خاطر خدا او را دشمن دارد زيرا خدا سخن چين را دشمن دارد، و دشمنى با دشمنِ خدا لازم است.
٤- به مجرد گفته سخن چينى به برادر دينى بد گمان نشود زيرا خدا فرمايد: «كناره كنيد از بسيارى گمانها» بلكه صبر كند تا علم پيدا كند.
٥- سخنِ او موجب بازرسى و تجسس نگردد زيرا خدا فرموده:
(به مجرّد گمان) «تجسّس نكنيد».
٦- كار نمّام و سخن چين را براى خود نپسند و گفتار ناهنجارِ او را