ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٧٣
از خود فراداى خوانده شده كه واجب بوده.
٣- نماز در بقاع شريفه كه مستحب است و افضل است از نماز در غير آن به صد هزار برابر تا دوازده برابر.
٤- مسواك براى حضور در نماز كه مستحب است و افضل از مبادرت به نماز جمعه است كه واجب است.
و همه اينها معارض با خودِ واجب نيست، زيرا فزونى ثواب براى مصلحت زائد بر اتيان اصل واجب است بدون آن قيد سپس با اين بيانات شهيد مناقشاتى فرمايد تا آنكه گويد:
من گويم ممكن است اخبار تفضيل واجب بر مستحب راجع به نوع خودش باشد مانند نمازِ واجب بر نماز مستحب و لازم نيايد كه مجرد رد سلام واجب افضل باشد از يك حج مستحب يا از نماز جعفر طيار و يا از ساختنِ پل بزرگى يا مدرسه بزرگى.
شيخ بهائى (ره) گفته: اين از احاديث صحيح است و با اندك اختلافى ميان خاصه و عامه مشهور است و در صحاح آنها وارد شده است و بعد از نقل حديث و شرح بعضى جملهها گويد نسبت ترديد به خدا سبحانه نياز به تأويل دارد و در آن وجوهى است:
١- در كلام مقدرى است به اين تعبير كه: اگر ترديد بر من روا بود چنين بود.
٢- اين تعبير كنايه از نهايت احترام و ارجمند شمردن بنده است چون كه در آزار كردن چيزهاى بىاحترام و ناارجمند مانند مار و پشه و مگس بىدرنگ اقدام مىشود ولى در آزار و كيفرِ دوستانِ ارجمند ترديد و دودلى فراوانى اعمال مىشود، پس اين جمله كنايه از احترام است كه ملزوم آن است و در كنايه لازم نيست معنى تحت لفظ وجود داشته باشد بلكه همان مقصود لازم است چنانچه عرب گويد: فلانى كثير الرماد است، و مقصودش اين است