ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٥
بهره دنيا و نقد باشد و نه يارى جستن به تقوى به همان بخش ٢ پيوندد و از دنياى مذموم گردد.
و هنگام مرگ جز سه چيز براى بنده نماند، صفاى دل، انس به ياد خدا، دوستىِ خدا. و صفاى دل حاصل نشود جز به ترك مشتهيات دنيا، و انس به دست نيايد جز به كثرتِ ذكر خدا، و دوستى محقق نشود جز به معرفت كه به دست نيايد جز با انديشه مداوم. از مجلسى (ره)- «ما اقبح» در بيان اظهار شگفتى است و مقصود ميل و رغبت به مردم است به دنبال كردن و خواهش نمودن كه باعث خوارى و زبونى است، و اما رغبت به خدا كه عين عزت است. از مجلسى (ره)- شايد مقصود از طمع همان ميل دل است بدان چه در دست مردم است و آرزو كردن آن است و مقصود از رغبت اظهار آن است و خواهش و طلب از مخلوق. از مجلسى (ره)-
«رأيت الخير كله»
يعنى آسايش و خير دنيا و سعادت آخرت زيرا طمع خوار و زبونى و حسد و كينه و دشمنى و بدگوئى و مذمت و ظهور رسوائىها و ستم و مداهنه و نفاق و رياء و صبر بر باطل مردم و اعانت بر آن و بىتوكلى بر خدا و عدم زارى به درگاه او و رضا به قسمت او و تسليم به امر او به بار آرد و مفاسد ديگر كه به شمار نيايد و قطع طمع علاج همه آنها است. از مجلسى (ره)- در قاموس است كه خرق و ناسازگارى ضد نرمش و سازگارى و بدرفتارى در امور است و به معنى حماقت است، و در نهايه آن را به نادانى و حمق تفسير كرده.
و ناسازگارى براى آن از ايمان بركنار است كه:
١- مؤمنان را آزار كند با اينكه مؤمن كسى باشد كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند.