ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥٢
خدا تعالى (٢٥٧ سوره بقره): «و آن كسانى كه كافر شدند دوستانشان طاغوت باشند كه از نور آنها را در آورند و به تاريكى برند».
و شيخ بهائى قدس سره گفته است كه: اين حديث طاعت گنهكاران را بر سبيل مجاز عبادت آنان تعبير كرده است نه بر سبيل حقيقت و اين طور نيست بلكه طاعت گنهكاران از روى حقيقت عبادت و پرستش آنها است زيرا عبادت جز خضوع و تذلل و انقياد نيست و از اين رو خدا سبحانه پيروى هوس و انقياد براى آن را عبادت خوانده و فرموده (٤٣ سوره فرقان): «آيا معتقدى كسى كه هوس خود را معبودِ خود مقرر كرده است» و طاعتِ شيطان را هم عبادتِ او خوانده و فرموده است (٢٠ سوره يس): «آيا به شما سفارش نكردم اين آدمىزادگان كه شيطان را نپرستيد» و سپس اخبار بسيارى در اين باره نقل كرده و پس از آن گفته است: و هر گاه پيروى ديگران و فرمان بردن آنان عبادت آنها باشد از نظر حقيقت بيشتر مردم هوس خود را پرستند كه پست و خوار است و عباد شهوات حيوانى و درنده خويشند كه انواع بسيار و اجناس گوناگون دارند و همانها بتهاى آنها است كه بر گرد آن پلاسند و همتايانى هستند كه در برابرِ خدا مىپرستند و اين همان شرك نهانى است، خدا ما را از آن به نعمت و كرامت خود نگهدارد و نفوس ما را از آن پاك سازد. از مجلسى (ره)-
«الاجر تأخذون»
حرف استفهامش حذف شده و از راه انكار است يعنى بىكارِ درست مزد و ثواب مىتوانيد گرفت، و اگر مقصود مزد دنيوى باشد يعنى نعمتهاى خداوند و استفهام براى سرزنش و ملامت است.
«ان يقبل عمله» يعنى متوجه كارِ كارگر خود گردد و آن را نپسندد و جز عمل پاك را نپذيرد و اين كنايه است از بازرسى و جستجو و مؤيد آن است كه در مجالس شيخ يطلب عمله ضبط شده، يا مقصود اين است كه رو به سوى عمل كند و از اقبال باشد. و يكى از افاضل گفته: مراد از رب العمل