ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٥١
مىكرد.
٣- مقصود از آن آدمى است كه خدا او را بىواسطه جماع و نطفه آفريده و زنده كرده.
٤- مقصود اين است كه رحمت خدا است.
٥- روحى است كه خدا او را آفريده و نقشه بندى كرده و به مريم فرستاده و از دهان به درونش رفته و خدا آن را عيسى نموده است.
٦- روحش گفتند براى آنكه مردهها را زنده مىكرد چنانچه روح زندگى زندهها است.
و سبب آنكه او را كلمة اللَّه گويند چنانچه در قرآن آمده است كه:
«يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ» و در آن نيز چند قول است:
١) براى آنكه به همان كلمه كُن خدا بدون واسطه پدر به وجود آمد خدا فرموده است (٥٩ سوره آل عمران): «راستى نمونه عيسى نزد خدا چون نمونه آدم است كه او را از خاك آفريد و به او فرمود باش و بود شد».
٢) براى آنكه در كتب گذشته به وجودِ او مژده داده شده بود، يا به زبان فرشتهها مژده او به مريم مادرش داده شد.
٣) به وسيله او خلق هدايت شدند چنانچه به كلام و وحى خدا هدايت شدند.
«على شرف» شيخ بهائى قدس سره گفته: شرف، جاى بلند را گويند (مانند تپه در صحرا و كنگره در بام).
«طاغوت» بر وزن فعلوت از طغيان است به معنى سركشى، و آن بر كاهن و شيطان و بتها اطلاق شده و بر هر رئيس و پيشوا در گمراهى و بر هر چه از پرستش خدا باز دارد و بر هر كه جز خدا اطاعت و عبادت شود و مفرد آيد چنانچه خدا تعالى فرمايد (٦٠ سوره نساء): «مىخواهند نزد طاغوت محاكمه كنند با اينكه دستور دارند بدان كافر باشند» و به معنى جمع آيد براى قول