ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣٩
زوال آن ضرر ندارد زيرا منظور زوال وسيله فتنه و فساد است.
حسد، از نظر عقل زشت است زيرا بدخواهى ديگران است و خشم بر كارِ يزدان در احسان به بندگان چه گناهى بدتر از ناگوار داشتن آسايش مسلمانى ديگر كه تو را در آن زيان و ضرر نيست، و بيانِ برخى مفاسدِ آن بيايد.
ولى غبطه و رقابت حرام نيست بلكه واجب است يا مستحب يا مباح چنانچه خدا فرمايد: «در اين باره رقابت ورزند رقابتكنندهها ...» تا آنكه گويد: بسا غبطهاى باشد كه حرام يا مكروه است چون حبّ مانندِ منصبِ حرام يا مالِ حرام كه ديگرى دارد و يا حبّ مالِ مشتبه و براى صرف در مصارف مكروه.
اسباب حسد بىشمار است و از آنها هفت سبب عمده را برشمردهاند:
١- دشمنى ٢- عزتطلبى ٣- كبر و سربزرگى ٤- تعجب ٥- ترس از فوت مقاصد ٦- حبّ رياست ٧- بد ذاتى و بخل.
تا آنكه گويد:
بدان كه حسد از بيمارىهاى بزرگِ دل است و دردهاى دل درمان نپذيرد جز با علم و عملِ سودمند براى رفع بيمارى حسد و آن توجه به اين است كه تو به خوبى درك كنى كه حسد به دين و دنياى تو زيان مىزند و به دين و دنياى آنكه بر او حسد برى زيانى ندارد بلكه براى دين و دنياى او سودمند است. و اگر اين مطلب را از روى حقيقت بدانى و دشمنِ خود و دوست دشمنِ خود نباشى بناچار از حسد بركنار گردى، اما جهت اينكه به دينت ضرر دارد اين است كه حسدِ تو به معنى خشم بر مقدر الهى است و بد داشتنِ آن نعمتى كه به بندههاى خود داده است و عدل او كه در ميان نهاده از روى حكمت و مصلحتِ خود و اين خود جنايت بر چشم توحيد و خار بر ديده ايمان است.