ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢٨
و وصول آنان به لقاء حضرت او و اين راهى ندارد جز شناختن خدا تعالى و فهميدن صفات او و رسلِ او و كتبِ او، و اين است مقصود از قول خدا عز و جل: «من نيافريدم جن و انس را مگر براى اينكه مرا بپرستند» يعنى بندگان من باشند و بنده نيست كسى تا پروردگارش را به ربوبيت شناسد و خودش را به عبوديت و بناچار بايد خود را و پروردگارِ خود را بشناسد و اين مقصود اصلى است از بعثت پيمبران و آن را نتوان به دست آورد جز در زندگى دنيا و اين است مقصود از قولِ او عليه السلام كه: «دنيا مزرعه آخرت است» و حفظ دنيا مقصدى است به تبع دين زيرا وسيله آن است و آنچه از دنيا به آخرت تعلق دارد دو چيز است نفوس و اموال و هر چه راهِ شناختن خدا را ببندد آن بزرگترين گناه است و بدنبال آن است هر چه راه زندگى مردم را ببندد و دنبال آن است هر چه راه معاش را بر مردم بندد و اين خود سه مرتبه است.
حفظ معرفت كه وظيفه دلها است و حفظ حيات كه وظيفه تنها است و حفظ اموال كه وظيفه اشخاص است در همه شرايع بديهى است و هيچ ملتى در اين سه اختلاف ندارند و جائز نيست خدا پيغمبرى را براى اصلاح دين و دنياى خلق مبعوث كند و آنها را مأمور كند بدان چه مانع از شناختن او و يا شناختن رسولانِ او باشد و يا آنها را امر كند به هلاك كردن نفوس و تلف كردن اموال، از اينجا بدست آمد كه گناهان كبيره سه مرتبه دارند:
١- آنچه مانع از معرفت خدا و معرفت رسل او باشند و آن كفر است و كبيره از گناهان بالاتر از كفر نيست چنانچه فضيلتى بالاتر از ايمان نيست با همه مراتبى كه در اينجا هست از قوى و ضعيف زيرا حجاب ميان بنده و خدا همان جهل است و زير دست جهل به حقائقِ ايمان، يعنى كفر ايمنى از مكر خدا و نوميدى از رحمت او است زيرا آن هم بابى است از جهل به خدا بلكه عين آن است، هر كه خدا را شناخت تصور نمىرود كه از مكر او در امان