ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٥
به معنى شده است.
«وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا» در مجمع البيان گفته است: يعنى مىنويسيم هر چه طاعت و معصيت در دنيا كردهاند كه اثرى از آنچه بجا نمانده و آنچه هم از اثرى از آن مانده چون روشهائى كه گذاشتند و از آنها پيروى شده خوب باشد يابد. و گفتهاند: مقصود از آثار گامهائى است كه به سوى مسجد برداشتهاند براى آنچه خدرى روايت كرده كه بنى سلمه در گوشه از مدينه بودند و به پيغمبر از اينكه خانههاشان دور است و به نماز او نمىرسند شكايت كردند و اين آيه نازل شد: «وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» يعنى هر چيزى را در كتاب ظاهرى آمار كرديم و آن لوح محفوظ است و معنى احصايش اين است كه ملائكه از مقابله آن آنچه حادث مىشود درك مىكنند و آن به معلومات خدا دلالت دارد، و گفتهاند: مقصود نامه اعمال است. از مجلسى (ره)- مقصود از گناه هر گناهى است بلكه بسا شامل مكروهات و ترك مستحبات هم بشود چنانچه آيه بدان مشعر است و گرچه ممكن است حمل آن بر نپرداختن زكاة واجب براى فقراء.
طبرسى در جامع الجوامع گفته: «إِنَّا بَلَوْناهُمْ» يعنى اهل مكه را گرفتار كرديم به گرسنگى و قحط «چنانچه صاحبان آن باغ را» و آنها چند برادر بودند كه در دو فرسخى صنعاى يمن، پدرِ آنها باغى داشت، و خود به اندازه خوراك سال از آن بر مىداشت و ما زاد را به فقراء مىداد و هر چه از داس بدر مىرفت زيرِ بافه مىريخت و هر چه از انگور پسه چينه مىشد و هر چه خرما زير چادرِ جمع آورى مىريخت همه را براى گداها و خوشه چينها مىگذاشت.
و چون پدرشان مُرد با خود گفتند: اگر ما به رسم پدر رفتار كنيم كار بر ما تنگ مىشود، ما صاحبِ عيال هستيم. و با هم قَسَم خوردند كه صبح دم تا فقراء خبر نشدند آن باغ را يك جا جمع آورى كنند، و ان شاء اللَّه نگفتند. و همان شب آتشى در آن در گرفت و همه آن را يكباره سوخت.