ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١٢
و سبب خاطرهاى كه باعث كار بد است شيطان ناميده شود و آن لطفى كه به وسيله آن دل آماده پذيرش الهام گردد توفيق باشد و آنكه به وسيله آن دل آماده پذيرش خاطره بد شود كه وسواس شيطان است اغواء و خذلان نام دارد.
و بعد از نقل دنباله كلام مفصل اين محقق مىگويد:
آنچه گفته است كه دفع شيطان توقف بر شناسائى او ندارد درست است ولى تأويل ملك و شيطان بدان چه به آن اشاره كرده در اينجا و صريحاً در جاى ديگر گفته است مخالف صريح كتاب است و جرأت بر خدا و رسول است چنانچه در كتاب كبير تحقيق آن را نموديم.
«إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ» بيضاوى گفته: يعنى ياد آور وقتى را كه اين دو به هم برخورند، يا مقصود اين است كه خدا در اين وقت به او نزديكتر است از رگِ گردن.
«عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ» يعنى يك همنشين در سمت راست و يك همنشين در چپ و اولى به قرينه دومى از كلام حذف شده است.
«ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ» يعنى هيچ سخنى از دهانش نپرد جز اينكه نزد او پايندهاى است فرشتهاى كه از كارِ او مراقبت كند و ديگرى كه نزدِ او حاضر است و شايد بنويسد آنچه براى او است از ثواب و عقاب، انتهى.
من گويم، ظاهرِ اخبار وارده از طريقِ خاص و عام اين است كه آن دو متلقى و رقيب و عتيد در فرشته نويسنده اعمال هستند، آنكه در سمتِ راست است كارهاى خوب را بنويسد و آنكه در سمت چپ است كارهاى بد را بنويسد. و ظاهر اين خبر اين است كه رقيب و عتيد يك فرشته و يك شيطانند بلكه آن دو متلقى هم يكى فرشته است و يكى شيطان، و محتمل است كه اين تأويل و بيانِ بطنِ آيه باشد و رقيب عتيد صفت يكى باشند كه همان فرشته سمتِ راست است و زاجر كاتب هم يكى باشند (يعنى آنچه در آيه متعرض است همان فرشته است كه دو صفت دارد هم رقيب است و هم عتيد و طبق اين