ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٠٦
و صرفش براى آنها ممكن نيست به توانگران دستور دادهاند كه اين وظيفه را نسبت به آنچه خود دارند انجام دهند و از طرف امام وكالت دارند يا مبنى بر اين است كه چون خمس و سائر اموال از غنيمت و خراج به دستِ آنها مىافتد و براى آنها ممكن نيست به امام برسانند وكيلند آن را به فقراء شيعه بدهند.
و اين حديث دلالت دارد بر وجوب صرف سهم امام از خمس و ميراث كسى كه وارثى ندارد و جز آن از اموالِ امام در فقراء شيعه و اين خالى از قوت نيست و احوط تسليم آن است به فقيه محدث عادل تا او به نيابت از امام به مصرف برساند. از مجلسى (ره)- تفسير آيه گذشت و تأويلش اين است كه شايد مقصود به ناس، امت محمد است بعد از وفات آن حضرت به قرينه تعبير به مضارع در «يكون و يكفر» كه دلالت دارد بر آينده دارند، و مقصود از كافرانِ به رحمان، منكرانِ امامت و نص بر امامتند و از اين رو تعبير به رحمان شده است براى اشعار به اينكه رحمانيت خدا مقتضى است بشر را مهمل و سر خود در امور ديانت نگذارد، يا مقصود اين است كه منكرِ امام به رحمانيتِ خدا، كافر است. و حاصل اين است كه اگر چنانچه سبب كفر مؤمنان نمىشد و به واسطه حزن و غم و دل شكستگىِ آنها شيطان بر آنها مسلط نمىگرديد و كافر نمىشدند و به مخالفان نمىپيوستند مگر اندكى كه وجودشان براى يارىِ امام بس نبود يا آنكه از غم و اندوه دق نمىكردند، و به علاوه اگر همه مخالفين به اين درجه از توانگرى و ثروت برسند و همه مؤمنان در غايت فقر و خوارى و مذلت بمانند با آنها قطع زن و زن خواست كنند و نسبى ميان آنها فراهم نشود كه موجب توارث گردد و به اين سبب نسل مؤمنان قطع گردد و منقرض شوند يا وسائل ارتداد آنها فراهم شود و به اين وسيله امت محمد همه كافر و مخالف گردند و يك امتِ كافر باشند يا اكثرِ قريب به اتفاقِ آنها كافر باشند جز نادرى كه ايمانِ پاك و خالص دارند.