ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٩
عذر پذيرى است از عذرجويان و مؤاخذه نكردن در امور روايت شده كه پيغمبر مقصود آيه را از جبرئيل پرسيد و پاسخ گفت: اين محمد خدايت فرمان داده كه بگذرى از هر كه به ستم كرده و بدهى به هر كه از تو دريغ داشته و بنوازى هر كه را از تو رشته خويشى را بريده.
«وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ» و آن هر چيزى است كه از نظر عقل و شرع خوب است و زشت و قبيح نيست نزد خردمندان، و گفتهاند مقصود هر خصلت پسنديده است.
من گويم، صدوق (ره) در عيون اين حديث را از همين راوى نقل كرده و جمله «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ» هم دارد و در آخرش افزوده كه «قال اللَّه عز و جل: وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ» و گويا اين جمله از نسخه نويسانِ كافى ساقط شده باشد ... تا آنكه گويد: بيضاوى از زهرى نقل كرده است كه:
بأساء، تنگدستى است و در اموال است چون فقر و ندارى ولى ضراء به معنى سخت حالى است و آن در نفوس است چون مرض و بيمارى. [از مجلسى (ره)- قاموس گويد: كبريت، سنگى است كه مىسوزد و به معنى ياقوت سرخ و طلا است يا گوهرى كه معدنش پشت وادىِ مورچگان است، انتهى. و مشهور اين است كه كبريت احمر جوهرى است كه كيمياگران آن را مىجويند و آن اكسير است، و حاصل حديث اين است كه زن داراى اوصاف ايمان كمتر از مرد متصف به آن است و مرد متصف به آن از اكسيرى كه بسا وجود خارجى ندارد، كيمابتر است.] [از مجلسى (ره)-
«أ تدري لم ذاك»
اين بيان حقيقت اين كلام است، يعنى كمى شماره مؤمنان با آنكه به حسب ظاهر بسيارند براى اين است كه وسيله انس مؤمنان باشد، يا مقصود اين است كه خدا اين كفار را به صورتِ مؤمن در آورده و آفريده براى اين جهات است. به هر تقدير مراد اين است كه خدا اين شيعه نماهاى بىحقيقت را آرامشِ دلِ مؤمنانِ حقيقى ساخته