ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٩٨
نهد و او را آزاد كند، پيغمبر درخواستِ او را پذيرفت و با او شرط كرد كه بر عليهِ وى تبليغ نكند و دشمنان را به او نشوراند و در اشعارِ خود او را هجو نكند و به او دشنام نگويد، و چون آزاد شد و نزد خاندانِ خود رفت به همان شيوه ديرين برگشت و عهد و شرطِ پيغمبر (ص) را شكست و روزِ جنگ احُد بارِ ديگر با مشركان به جنگ مسلمانان آمد و اسيرِ مسلمين شد و باز هم پيشنهادِ درخواستِ آزاد شدن و منت كشيدن به پيغمبر (ص) عرضه داشت و آن حضرت اين جمله پُر معنا و بليغ را ادا كرد كه از ابتكارهاى كرامت مآب او است و كسى در اين ضرب المثلِ جامع و مختصر و پُر معنا بر آن حضرت سبقت نجسته است و در آن تنبيهِ عميقى است بر اينكه چون شخص مؤمن يك بار آزار از كسى و از موضوعى ديد بار ديگر نبايد خود را در معرض آن آزار اندازد و اين نتيجه هوشمندى و زيركى و خردمندى است كه از اخلاق مؤمن است (زيرا اين گونه علم و آموزش را علم تجربى مىدانند و دنياى امروز هر مسألهاى كه مورد آزمايش شده و درست از آزمايش در آيد آن را مسأله علمى و قابلِ پيروى مىداند و پايه و مايه دانش بر تجربه و آزمايش گذارده شده و پيغمبرِ اسلام با اين جمله رسا و پُر معنا اين اصلِ علمى بشرى را بيان كرده است). [از مجلسى (ره)- بدان كه استشهاد به آيه كريمه دلالت دارد كه مقصود كتمان سر است از آنكه نااهل است و از كسى كه آن را فاش مىكند.
«خُذِ الْعَفْوَ» در مجمع گويد: يعنى اى محمد بگير آنچه را كه از مال مردم زائد بر خرج آنها است، و رسول خدا (ص) زيادىِ مالِ مردم را مىگرفت و اندازه معينى نداشت تا آيه زكاة آمد و آن را نسخ كرد، و گفته شده است كه منظور گذشت نسبت به اخلاق مردم است و دستور سهلگيرى نسبت به دريافت است نسبت به حقوق لازمه الهيه يا حق الناس و ديگر امور، و گفتهاند كه منظور