ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥١٧ - باب توبه
١١- از ابى حمزه، از امام باقر (ع) فرمود: راستى خدا عز و جل به داود (ع) وحى كرد كه نزد بنده ام دانيال برو و به او بگو كه: تو مرا نافرمانى كردى و من تو را آمرزيدم و اگر در بار چهارم، مرا نافرمانى كنى، تو را نيامرزم. داود نزد او آمد و گفت: اى دانيال! من فرستاده خدايم به سوى تو و خدا به تو مىفرمايد كه: تو مرا نافرمانى كردى و تو را آمرزيدم، و نافرمانى كردى و تو را آمرزيدم، و نافرمانى كردى و تو تو را آمرزيدم، و اگر بار چهارم نافرمانى كنى تو را نيامرزم. دانيال به او گفت: هر آينه پيغام خدا را به من رسانيدى اى پيغمبر خدا، و چون هنگام سحر شد، دانيال برخاست و با پروردگار خود راز گفت و چنين گفت: پروردگارا! به راستى داود پيغمبرت از سوى تو به من گزارش داده كه من تو را نافرمانى كردم و تو مرا آمرزيدى و به من گزارش داده از سوى تو كه: اگر بار چهارم تو را نافرمانى كنم، مرا نمىآمرزى، به عزّتت سوگند اگر تو مرا نگاه ندارى و معصوم نسازى هر آينه تو را نافرمانى كنم و سپس نافرمانى كنم و باز هم نافرمانى كنم.
١٢- معاوية بن وهب گويد: از امام صادق (ع) شنيدم مىفرمود:
هر گاه بنده توبه نصوح كند، خدايش دوست بدارد و گناهِ او را نهان سازد، گفتم: چگونه نهان سازد؟ فرمود: آنچه را دو فرشته او بر وى مىنوشتند، از ياد آنها ببرد و به اندامش و تيكههاى زمين وحى كند كه: گناهانش را نهان سازند و خدا را چنان ملاقات كند كه گواهى بر هيچ گناه او نباشد (به سند ديگر گذشت).