ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٨٩ - باب در تيرگى دل منافق گرچه زبان آور باشد و روشنى دل مؤمن گرچه زبانش كوته باشد
باب در تيرگى دل منافق گرچه زبان آور باشد و روشنى دل مؤمن گرچه زبانش كوته باشد
١- از عمرو كه يك روزى امام صادق (ع) به ماها فرمود:
مردى بينى كه در سخنورى يك لام يا واو خطا نكند، سخنورى است شيوا و زبر دست، و راستى كه دلش از شب تار، تيره و تارتر است و مردى را بينى كه نمىتواند آنچه را در دل دارد به زبان آرد و دلش چون چراغ مىفروزد.
٢- از سعد، از امام باقر (ع)، فرمود: دلها چهارند دلى كه در آن نفاق و ايمان است و دلى كه وارونه است و دلى كه چركين و زنگ زده است، و دلى فروزنده و پاك، من گفتم: دل فروزنده كدام است؟ فرمود: به مانند چراغى در آن است، و اما دلى كه چركين و زنگ زده و مطبوع است دل منافق است، و دل فروزنده دل مؤمن است، اگر به او بدهد، شكر كند و اگر گرفتارش كند، صبر كند، و دل وارونه دل مشرك است.
سپس اين آيه را خواند (٢٢ سوره ملك): «آيا كسى كه نگونسار راه رود بر چهره خود راهبرتر است يا كسى كه راستا به راه راست مىرود» و اما آن دلى كه ايمان و نفاق در آن به هم آميخته است مردمى بودند در طائف (گاهى مؤمن و گاهى كافر) و هر كدام در