ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣٥ - باب شك
٩- از محمد بن مسلم، گويد: از امام باقر و يا امام صادق (ع) پرسيدم كه ما مىبينيم مردى عبادت و كوشش در امر دين و خشوع دارد و معتقد به حق (در امر امامت) نيست آيا از اين كردار خود سودى مىبرد؟ در پاسخ فرمود: اى ابا محمد! همانا مَثَل اهل بيت چون اهل بيتى است كه در بنى اسرائيل، هيچ كدام آنها چهل شب كوشش نمىكرد جز آنكه دعا مىكرد و دعاى او اجابت مىشد، ولى يك مرد از ميان آنها چهل شب كوشش كرد و سپس دعا كرد و دعاى او مستجاب نشد و نزد عيسى بن مريم عليهما السلام آمد و از حال خود شكايت كرد و از او خواسته كه براى او دعا كند، فرمود:
عيسى (ع) تطهير كرد و نماز خواند و به درگاه خدا عز و جل دعا كرد، خدا عز و جل به او وحى كرد: اى عيسى! راستى كه بنده من نزد من آمد از جز درى كه بايد از آن وارد شود او به درگاه من دعا كرد و در باره تو شك داشت و اگر دعا كند تا گردنش ببرد و انگشتانش بريزند، براى او مستجاب نكنم، عيسى رو بدان كرد و فرمود: به درگاه پروردگارت دعا كنى و در باره پيغمبرش شك دارى؟ گفت: يا روح اللَّه و كلمته! محققاً آنچه فرمودى درست است، از خدا بخواه كه شك را از دل من ببرد، فرمود: عيسى براى او دعا كرد و خدا توبه او را پذيرفت و از او قبول كرد و در شمار خاندان خود قرار گرفت.